هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی به مفاهیمی مانند ناپایداری دنیا، غفلت انسان، آزمونهای سخت زندگی، و بیثمری تلاشهای مادی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند سایه، زنگ بخت، و آینه، به بیان حقایق فلسفی و عرفانی میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۰۶ - چو سایه چند به هر خاک جبهه سودنها
چو سایه چند به هر خاک جبهه سودنها
که زنگ بخت نگرددکم از زدودنها ۱
غبار غفلت و روشندلی نگردد جمع
کجاست دیدهٔ آیینهرا غنودنها ۲
ز امتحان محبت درآتشیم همه
چو عود سوختن ماست آزمودنها ۳
دمیکه جلوه ادا فهم مدعا باشد
گشودن مژه هم مفت لبگشودنها ۴
مخواه زآینهٔ حسن رفع جوهرخط
که بیش میشود این زنگ از زدودنها ۵
گر آبرو بود از حادثات کاهش نیست
زبان نمیرسد الماس را ز سودنها ۶
کجاست عشرت اندوختن به راحت ترک
مجو چوکاشتن آسانی از درودنها ۷
مباش هرزهنوای بساط کجفهمان
که ترسم آفت نفرینکشد ستودنها ۸
تغافل از بد و نیک اعتبار اهل حیاست
که سرخرویی چشم آورد غنودنها ۹
نیام چو ماه نو از آفت کمال ایمن
همان به کاستنم میبرد فزودنها ۱۰
فریبفرصت هستی مخورکه همچو شرار
نهفتنیست اگر هست وانمودنها ۱۱
درین محیطکه نقد فسوسگوهر اوست
کفی پر آبلهکن چون صدف ز سودنها ۱۲
سراغ جیب سلامت نمیتوان دریافت
مگر زکسوت بیرنگ هیچ بودنها ۱۳
گرهگشای سخنور سخن بود بیدل
به ناخنی نفتدکار لبگشودنها ۱۴
که زنگ بخت نگرددکم از زدودنها ۱
غبار غفلت و روشندلی نگردد جمع
کجاست دیدهٔ آیینهرا غنودنها ۲
ز امتحان محبت درآتشیم همه
چو عود سوختن ماست آزمودنها ۳
دمیکه جلوه ادا فهم مدعا باشد
گشودن مژه هم مفت لبگشودنها ۴
مخواه زآینهٔ حسن رفع جوهرخط
که بیش میشود این زنگ از زدودنها ۵
گر آبرو بود از حادثات کاهش نیست
زبان نمیرسد الماس را ز سودنها ۶
کجاست عشرت اندوختن به راحت ترک
مجو چوکاشتن آسانی از درودنها ۷
مباش هرزهنوای بساط کجفهمان
که ترسم آفت نفرینکشد ستودنها ۸
تغافل از بد و نیک اعتبار اهل حیاست
که سرخرویی چشم آورد غنودنها ۹
نیام چو ماه نو از آفت کمال ایمن
همان به کاستنم میبرد فزودنها ۱۰
فریبفرصت هستی مخورکه همچو شرار
نهفتنیست اگر هست وانمودنها ۱۱
درین محیطکه نقد فسوسگوهر اوست
کفی پر آبلهکن چون صدف ز سودنها ۱۲
سراغ جیب سلامت نمیتوان دریافت
مگر زکسوت بیرنگ هیچ بودنها ۱۳
گرهگشای سخنور سخن بود بیدل
به ناخنی نفتدکار لبگشودنها ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۸۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - زهی چونگل به یاد چیدن از شوق تو دامانها
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - چواشک آنکسکهمیچیندگل عیش ازتپیدنها
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۳۹۹/۸/۱۱ ۰۲:۰۴
سلام و درود نثار شما باد من کتاب بنام کلیات بیدل دارم که اکثریت اشعارش در هیچ سایت موجود نیست و یک تعداد بیت های این کتاب را در فیسبوک نشر کردم