هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند حقیقت، وهم، عشق، و وجود می‌پردازد. شاعر از ناتوانی انسان در درک حقیقت مطلق سخن می‌گوید و به رابطه‌ی پیچیده‌ی میان ذهن و واقعیت اشاره می‌کند. همچنین، از عجز انسان در برابر جلال الهی و اسرار هستی صحبت می‌شود.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات پیچیده و استعاره‌های ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۳۹۴ - سرکیست تا برد آرزو به غبار سجده‌کمینی‌ات

سرکیست تا برد آرزو به غبار سجده‌کمینی‌ات
نرسید قطرت نه فلک به هوابیان زمینی‌ات ۱

نه حقیقت دویی آشنا، نه دلیل عین تو مآسوا
به‌کجاست عکس توهمی‌که فریبد آینه بینی‌ات ۲

تک و تاز وهم و گمان ما به جنون‌ گسسته عنان ما
تویی آنکه هم تو رسید‌ه ای به سواد فهم یقینی‌ات ۳

ز جهات عالم خشک و تر به غنا نچیده ای آنقدر
که‌کسی به غیر تنزه تو رسد به دامن چینی‌ات ۴

نه به فهم تاب رسیدنی نه به دیده طاقت دیدنی
دل خلق و هرزه تپیدنی به خیال جلوه‌ کمینی‌ات ۵

چه‌حدوث وکو قدم‌زمان چه‌حساب‌کون وکجا مکان
همه یک‌شاره ای کن‌فکان نه‌شهوری و نه‌سنینی‌ات ۶

به جراحت دل ناتوان ستم است دیده گشودنم
که قیامتی‌ست ششجهت ز تبسم نمکینی‌ات ۷

ز غرور ناز فعیتی‌ که به ما رسانده پیام تو
چقدر شکسته‌کلاه دل خم طاق نسبت چینی‌ات ۸

عدم و وجود محال ما، شده دستگاه خیال ما
چه ‌بلاست نقص و کمال ما که نه‌آنی ‌است‌و نه اینی‌ات ۹

دل بیدل از پی نام تو به چه تاب لاف توان زند
که ز که برد اثر صدا ادب تلاش نگینی‌ات ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۳ - ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانه‌ات
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵ - شب گریه‌ام به‌آن همه سامان ‌شکست ‌و ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.