هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند عشق، فنا، عرفان، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از بی‌ثباتی دنیا، وابستگی به معشوق، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. او از نقش‌پذیری انسان در برابر عشق، تلاش برای رسیدن به کمال، و ناتوانی در دستیابی به آرزوها صحبت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا و وحدت وجود دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج‌های روحی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. از این رو، مناسب سنین نوجوانی به بالا (16 سال و بیشتر) در نظر گرفته شده است.

غزل ۴۳۹ - گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست

گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاست
چون گل درای قافلهٔ رنگ بیصداست ۱

تا سر نهاد‌ه ایم به خاک در نیاز
مانند سایه جبههٔ ما محو نقش پاست ۲

بنیاد ما چو غنچه طلسم هوای توست
تا سر بجاست بوی خیال تو مغز ماست ۳

کس رایگان نچید گل از باغ اعتبار
آب عقیق و نشئهٔ می نیز خونبهاست ۴

عارف شکست رنگش از آگاهی‌ست و بس
بوی رسیدگی به ثمر سیلی جفاست ۵

آن‌کیست فکر بی‌بری از پاش نفکند
از سایه سرو نیز درین بوستان دوتاست ۶

ما را فنا شکنجهٔ پرواز شوق نیست
شبنم دمی‌که رفت ز خود جوهر هواست ۷

ناآشنای صورت واماندگان نه‌ایم
ما رابه قدر آبله‌، آیینه زیر پاست ۸

شوق فسرده از نگهی تازه می‌شود
یک برگ کاه شعلهٔ وامانده را عصاست ۹

عمری‌ست ناز آینهٔ عجز می‌کشیم
رنگ شکسته هم به مزاج دل آشناست ۱۰

هرچند ما به‌گرد خرامش نمی‌رسیم
برگشته است آن مژه امیدها رساست ۱۱

بیدل چو نی ز ناله نداریم چاره‌ای
تا راه جنبشی زنفس درگلوی ماست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۸ - گرد اندوه دلم دام تماشای صفاست
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰ - ما و من شور گرفتاریهاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.