هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی مانند عشق، فنا، حیرت، ایثار، و رنج‌های روحی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند شمع، قفس، باده، و صدف به‌عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق خود استفاده می‌کند. در نهایت، شعر به دنبال بیان این است که درد و رنج بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی و شناخت انسان است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از نمادها و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۶۶ - کاهش طبع من از فطرت بیباک خود است

کاهش طبع من از فطرت بیباک خود است
شمع را برق فنا شعلهٔ ادراک خود است ۱

غیر مشکل‌که شود دام اسیران وفا
قفس وحشت صبحم جگر چاک خود است ۲

برنگردیم سر از دایره حیرانی
شبنم ما نگه دیدهء نمناک خود است ۳

رنگ بیتابی دل از نفس من پیداست
گردن شیشهٔ این باده رگ تاک خود است ۴

طوبی اینجا ثمرش قابل دلبستن نیست
زاهد از بیخبری ریشهٔ مسواک خود است ۵

گر دل از شرم‌ کرم آب شود ایثار است
ور نه ‌گوهر همه‌ جا عقده امساک خود است ۶

نیست دل را چو شکست انجمن عافیتی
صدف‌ گوهر ما سینهٔ صد چاک خود است ۷

گردباد از نفس سوخته دامی دارد
صید این بادیه در حلقهٔ فتراک خود است ۸

ضرر و نفع جهان است به نسبت ورنه
زهر در عالم خود صاحب تریاک خود است ۹

دل به خون می‌تپد از شوخی جولان نفس
موج بیتابی این بحر ز خاشاک خود است ۱۰

شعله را سجده‌گهی نیست چو خاکستر خویش
جبههٔ ما نقط دایرهٔ خاک خود است ۱۱

بپدل از ساده ‌دلی آینه لبریز صفاست
آب این چشمه ز موج نظر پاک خود است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۵ - هرچه از مدت هست و بود است
گوهر بعدی:غزل ۴۶۷ - نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.