هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند عشق، رنج، حسرت، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از سوختن و گداختن به عنوان نماد رنج و تجربه‌های سخت زندگی استفاده می‌کند و اشاره می‌کند که لذت‌های دنیوی اغلب با رنج همراه است. همچنین، شعر به بی‌نیازی و فریادرسی اشاره دارد و این که گاهی رحمت به دل‌های شکسته می‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری قدیمی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۶۷ - نه عشق سوخته و نه هوس‌گداخته است

نه عشق سوخته و نه هوس‌گداخته است
چو صبح آینهٔ ما نفس‌گداخته است ۱

سلامت آرزوی وادی رحیل مباش
که عالمی به فسون جرس گداخته است ۲

به خلق سبقت اسباب پختگی مفروش
که بیشتر ثمر پیشرس گداخته است ۳

ز نقد داغ مکافات خویش آگه نیست
داغ ‌شعله به ‌این‌ خوش که کس گداخته است ۴

ز انفعال تهی نیست لذت دنیا
عسل مخواه که اینجا مگس‌ گداخته است ۵

غبار مشت پر ما نیاز دام‌کنید
که عمرها به هوای قفس‌گداخته است ۶

ترحم است برآن دل‌که‌گاه عرض و نیاز
ز بی‌نیازی فریادرس گداخته است ۷

مگر شکست به فریاد دل رسد ور نه
درای محمل مقصد نفس ‌گداخته است ۸

طلسم هستیِ بیدل ‌که محو حسرت اوست
چو ناله هیچ ندارد ز بس‌گداخته است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۶ - گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است
گوهر بعدی:غزل ۵۶۸ - هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.