هوش مصنوعی: زاهدی در مهمانی پادشاه کمتر از حد معمول غذا خورد و در نماز بیش از عادت معمولش نماز خواند تا دیگران گمان صلاحیت او را ببرند. سپس با ضرب‌المثل‌هایی مانند «ترسم نرسی به کعبه...» و «تا چه خواهی خریدن...» به نکوهش ریا و تظاهر پرداخته شده است.
رده سنی: 15+ متن حاوی مفاهیم اخلاقی و انتقادی است که درک آن نیاز به شناخت از رفتارهای اجتماعی و ظرافت‌های زبانی دارد. همچنین استفاده از ضرب‌المثل‌های قدیمی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

حکایت ۶ - زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادتِ او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنِّ صَلاحیت در حق او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی
کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است ۱

چون به مُقام خویش آمد، سفره خواست تا تَناوُلی کند. پسری صاحبِ فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

ای هنرها گرفته بر کفِ دست
عیبها بر گرفته زیرِ بغل ۲

تا چه خواهی خریدن ای مغرور
روزِ درماندگی به سیمِ دغل ۳
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۹۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۵ - تنی چند از روندگان متّفقِ سیاحت بودند و شریکِ رنج و راحت
گوهر بعدی:حکایت ۷ - یاد دارم که در ایام طُفولیّت مُتَعَبِّد بودمی و شب‌خیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.