هوش مصنوعی:
عابدی برای جلب توجه پادشاه دارویی خورد تا ضعیف به نظر برسد، اما ناخواسته داروی قاتل مصرف کرد و مرد. شاعر در ادامه به ریاکاری برخی پارسایان اشاره میکند که ظاهری مقدس دارند ولی درونشان تهی است، و تأکید میکند که بندهٔ واقعی فقط خدا را میشناسد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین اشاره به ریاکاری و نقد رفتارهای表面ی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
حکایت ۱۸ - عابدی را پادشاهی طلب کرد
عابدی را پادشاهی طلب کرد.
اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم، مگر اعتقادی که دارد در حقِّ من زیادت کند. آوردهاند که داروی قاتل بخورد و بمرد.
آن که چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز ۱
پارسایانِ رویْ در مخلوق
پشت بر قبله، میکنند نماز ۲
چون بنده خدایِ خویش خوانَد
باید که به جز خدا نداند ۳
اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم، مگر اعتقادی که دارد در حقِّ من زیادت کند. آوردهاند که داروی قاتل بخورد و بمرد.
آن که چون پسته دیدمش همه مغز
پوست بر پوست بود همچو پیاز ۱
پارسایانِ رویْ در مخلوق
پشت بر قبله، میکنند نماز ۲
چون بنده خدایِ خویش خوانَد
باید که به جز خدا نداند ۳
تعداد ابیات: ۳
۱۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۷ - پیادهای سر و پا برهنه با کاروانِ حجاز از کوفه به در آمد
گوهر بعدی:حکایت ۱۹ - کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمتِ بیقیاس ببردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.