هوش مصنوعی:
یک صیاد ضعیف ماهی بزرگی را صید کرد، اما نتوانست آن را نگه دارد و ماهی دام را از او گرفت. دیگر صیادان او را سرزنش کردند، اما صیاد پاسخ داد که این تقدیر بوده است: او روزی نداشت و ماهی هنوز روزی داشت. متن بر این نکته تأکید دارد که هر چیزی در زمان مقدر خود اتفاق میافتد.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی نسبتاً پیچیده مانند تقدیر و روزی است که برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از تمثیل و زبان نمادین ممکن است برای کودکان کوچکتر قابل درک نباشد.
حکایت ۲۳ - صیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد
صیّادی ضعیف را ماهیِ قوی به دام اندر افتاد، طاقتِ حفظِ آن نداشت. ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در رُبود و برَفت.
شد غلامی که آبِ جوی آرَد
جویِ آب آمد و غلام ببُرد! ۱
دامْ هر بار ماهی آوردی
ماهی این بار رَفت و دام ببُرد ۲
دیگر صیّادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت: ای برادران، چه توان کردن؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود. صیّادِ بیروزی در دجله نگیرد و ماهیِ بیاجل بر خشک نمیرد.
شد غلامی که آبِ جوی آرَد
جویِ آب آمد و غلام ببُرد! ۱
دامْ هر بار ماهی آوردی
ماهی این بار رَفت و دام ببُرد ۲
دیگر صیّادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن. گفت: ای برادران، چه توان کردن؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود. صیّادِ بیروزی در دجله نگیرد و ماهیِ بیاجل بر خشک نمیرد.
تعداد ابیات: ۲
۸۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۲ - مالداری را شنیدم که به بُخْلْ چنان معروف بود
گوهر بعدی:حکایت ۲۴ - دست و پابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.