هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل دهلوی، احساسات شورانگیز و حسرت دیدار معشوق را بیان می‌کند. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و نمادهای عاشقانه مانند سرو و گل برای توصیف حالات درونی خود استفاده می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند حیرت، جنون عشق، و درد فراق در آن مشهود است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۶۳۱ - کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست

کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادست
به هر طرف رودم دل تجلی‌آبادست ۱

مکن به آینه تکلیف نامه و پیغام
که در حضور نویسی تحیر استادست ۲

تعلقی به دل ما خیال بشه نکرد
به ناوکت‌ که درین باغ سرو آزادست ۳

مشو ز حسرت دیدار بیش ازین غافل
که دیده‌ها چو جرس بی‌ تو شیون‌آبادست ۴

«‌نه دام دانم و نی دانه اینقد‌ر دانم‌»
که دل به هر چه کشد التفات صیادست ۵

ز پیچ و تاب خط و زلف گلرخان دریاب
که رنگ حسن هم اینجا شکست بنیادست ۶

سپند صرفهٔ شوخی ندید ازین محفل
حذر که جرأت فریاد سرمه ایجادست ۷

جنون بی‌ثمری چاک سینه می‌خواهد
ز نخلهای دگر باب شانه شمشادست ۸

ز بسکه حیرتم از شش جهت غلو دارد
نگه چو آینه‌ام در شکنج فولادست ۹

به عالمی ‌که تظلم وسیلهٔ ضعفاست
اگر به ناله نیرزیم سخت بیدادست ۱۰

به قدر جانکنی از عمر بهره‌ای داربم
شرار تیشه چراغ امید فرهادست ۱۱

به درد حسرت دیدار مرده‌ایم و هنوز
نفس در آیه دنباله‌‌ذتر فریادست ۱۲

حضور لاله وگل بی‌بهار ممکن نیست
به جلوه تو دو عالم فرامشی یادست ۱۳

جنون رنگ مپیما درین چمن بیدل
شراب شیشهٔ‌نه غنچه یک پریزادست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۳۰ - همت چه برفرازد از شرم فقر ما دست
گوهر بعدی:غزل ۶۳۲ - نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.