هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی به مضامینی مانند عشق، جنون، امتحان الهی، یأس و امید، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خواب، آغوش امتحان، طربکده، و سحر، مخاطب را به تفکر دربارهٔ زندگی و گذرایی آن دعوت می‌کند. او همچنین بر اهمیت بیداری روحانی و دوری از غفلت تأکید دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند یأس و امتحان الهی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه‌های انسانی دارد.

غزل ۶۴۹ - تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست

تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست
مبند چشم‌که آغوش امتحان بازست ۱

درین طربکده حیف است ساز افسردن
گره مشوکه زمین تا به آسمان بازست ۲

کجا دمید سحرکز چمن جنون نشکفت
تبسمی که گریبان عاشقان بازست ۳

به معبدی‌که خموشان هلاک نام تواند
چو سبحه بر دریک حرف صد دهان بازست ۴

به هر طرف‌گذری سیر نرگسستان‌کن
به قدر نقش قدم چشم دوستان بازست ۵

به پیش خلق ز انداز عالم معقول
زبان ببند که افسار این خران بازست ۶

درین هوسکده غافل ز فیض یأس مباش
دری‌که بر رخ ما بسته شد همان بازست ۷

ز جا نرفته جنون هزار قافله‌ایم
جرس بنال‌که بر ما ره فغان بازست ۸

به جاده‌های نفس فرصت اقامت عمر
همان تأمل شاگرد ریسمان بازست ۹

به‌کنه سود و زیان‌کیست وارسد بیدل
متاعها همه سربسته و دکان بازست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۸ - دل از بهار خیال توگلشن رازست
گوهر بعدی:غزل ۶۵۰ - دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.