هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به موضوعاتی مانند گذر زمان، بیثباتی دنیا، رنجهای انسانی و بیمعنایی جستوجوی تسلی در مادیات میپردازد. شاعر با بیان اینکه همه چیز در حال گذر است، بر ضرورت پذیرش این واقعیت تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. درک کامل این متن نیاز به تجربهی زندگی و شناخت نسبتاً خوبی از ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۶۹۷ - چون شمع اگر خلق پس و پیشگذشتهست
چون شمع اگر خلق پس و پیشگذشتهست
تا نقش قدم پا به سر خویشگذشتهست ۱
در هیچ مکان رام تسلی نتوان شد
زین بادیه خلقی به دل ریشگذشتهست ۲
گر راهروی براثر اشک قدم زن
هستیست خدنگی که ز هرکیش گذشتهست ۳
شاید ز عدم گل کند آثار سراغی
ز دشت غبار همهکس پیشگذشتهست ۴
هر اشککهگلکرد ز ما و تو به راهیست
این آبلهها بر سر یک نیشگذشتهست ۵
روز دو دگر نیز بهکلفت سپریگیر
زین پیش هم اوقاف به تشویشگذشتهست ۶
شیخان همه آداب خرامند ولیکن
زین قافلهها یکدو قدم ریشگذشتهست ۷
آدمگری از ریش بیاموزکه امروز
هر پشم ز صد خرسو بز و میشگذشتهست ۸
ی پیر خرف شرمکن از دعوی شوخی
عمری کهکمش میشمری بیشگذشتهست ۹
زین بحرکه دور است سلامت زکنارش
آسوده همین کشتی درویش گذشتهست ۱۰
سرمایه هواییست چه دنیا و چه عقبا
از هرچه نفس بگذرد از خویشگذشتهست ۱۱
بیدل به جهانگذران تا دم محشر
یک قافله آینده میندیش گذشتهست ۱۲
تا نقش قدم پا به سر خویشگذشتهست ۱
در هیچ مکان رام تسلی نتوان شد
زین بادیه خلقی به دل ریشگذشتهست ۲
گر راهروی براثر اشک قدم زن
هستیست خدنگی که ز هرکیش گذشتهست ۳
شاید ز عدم گل کند آثار سراغی
ز دشت غبار همهکس پیشگذشتهست ۴
هر اشککهگلکرد ز ما و تو به راهیست
این آبلهها بر سر یک نیشگذشتهست ۵
روز دو دگر نیز بهکلفت سپریگیر
زین پیش هم اوقاف به تشویشگذشتهست ۶
شیخان همه آداب خرامند ولیکن
زین قافلهها یکدو قدم ریشگذشتهست ۷
آدمگری از ریش بیاموزکه امروز
هر پشم ز صد خرسو بز و میشگذشتهست ۸
ی پیر خرف شرمکن از دعوی شوخی
عمری کهکمش میشمری بیشگذشتهست ۹
زین بحرکه دور است سلامت زکنارش
آسوده همین کشتی درویش گذشتهست ۱۰
سرمایه هواییست چه دنیا و چه عقبا
از هرچه نفس بگذرد از خویشگذشتهست ۱۱
بیدل به جهانگذران تا دم محشر
یک قافله آینده میندیش گذشتهست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۶ - صاحب خلق حسن، گلها به دامن داشتهست
گوهر بعدی:غزل ۶۹۸ - دل از ندامت هستی، مکدر افتادهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.