هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه از بیدل دهلوی، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و مفاهیم عرفانی مانند وصال معشوق، دل‌سوختگی، و کشف معانی درونی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، حالات روحی و عرفانی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۲۱ - دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد

دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شد
جایش به همین آینه واشد چه بجا شد ۱

اسرار دهانش به جنون زد ز تبسم
آن ‌پیرهن وهم‌قبا شد چه بجا شد ۲

گرد نفسی چند که در سینه شکستیم
تعمیر دل یأس بنا شد چه بجا شد ۳

آن ناله‌ که صد صور قیامت به نفس داشت
پیش نگهت سرمه‌نوا شد چه بجا شد ۴

چون سرو علم ‌کرد مرا بی‌بری من
دست تهی انگشت‌نما شد چه بجا شد ۵

احسان و کرم گرچه ندارد غم تمییز
آن لطف‌که در کار گدا شد چه بجا شد ۶

دل قطره ی اشکی شد و غلتید به پایت
این خون شده همچشم حنا شد چه بجا شد ۷

از کسب صفا شد به دلم‌ کشف معانی
آیینه‌ام اندیشه‌نما شد چه بجا شد ۸

زلفش‌ که به خورشید فشاندی سر دامان
ازسرکشی خویش دوتا شد چه بجا شد ۹

با روی توگل لاف طراوت زد ازآنرو
پامال ره باد صبا شد چه بجا شد ۱۰

در ساده‌دلی عرض تمنای تو دادیم
بی‌مطلبی اندبشه ‌نما شد چه بجا شد ۱۱

عمری به هوا شبنم ما هرزه‌دوی‌کرد
آخر ز حیا آبله‌پا شد چه بجا شد ۱۲

آن چشم‌ که بستیم ز نظاره ی امکان
امروز به دیدار تو واشد چه بجا شد ۱۳

دل می‌تپد امروز به امید وصالت
در خانهٔ ایینه هوا شد چه بجا شد ۱۴

در گرد سحر جوهر پرواز هوا بود
بیدل‌ نفس آیینهٔ ما شد چه بجا شد ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۲۰ - دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲۲ - جگری آبله زد تخم غمی پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.