هوش مصنوعی: این شعر از بیدل به بیان احساسات عمیق و فلسفی شاعر درباره‌ی زندگی، حیرت، یأس، عشق و تفکر می‌پردازد. تصاویر شاعرانه‌ای مانند سایه، آینه، شبنم، و تار نفس برای انتقال مفاهیم انتزاعی استفاده شده‌اند. شاعر از ناتوانی انسان در برابر تقدیر و بیماری‌های ذاتی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند حیرت، تنزیه، و وطن نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به طور کامل درک شوند.

غزل ۱۲۴۹ - روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد

روز سیهم سایه صفت جزو بدن شد
آسوده شو ای آینه زنگار کهن شد ۱

شبنم به چه امید برد صرفهٔ ایجاد
چشمی که گشودم عرق خجلت من شد ۲

نشکافتم آخر ره تحقیق‌گریبان
فرصت نفسی داشت‌که پامال سخن شد ۳

تدبیر، علاج مرض ذاتی‌کس نیست
از شیشه شدن سنگ همان توبه‌شکن شد ۴

حیرت نپسندید ز ما گرم نگاهی
بردیم در آن بزم چراغی‌ که لگن شد ۵

تنزیه ز آگاهی ما گشت‌ کدورت
جان بود که در فکر خود افتاد و بدن شد ۶

جز یأس ز لاف من و ما هیچ نبردیم
تار نفس از بسکه جنون یافت ‌کفن شد ۷

شب در خم اندیشه‌ ی ‌گیسوی تو بودم
فکرم گرهی خورد که یک نافه ختن شد ۸

چون اشک به همواری ازین دشت‌ گذشتم
لغزیدن پا راه مرا مهره زدن شد ۹

گرد ره غربت چقدر سعی وفا دشت
خاکم به سرافشاند به حدی‌که وطن شد ۱۰

بیدل اثری برده‌ای از یاد خرامش
طاووس برون آگه خیال تو چمن شد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۸ - دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۰ - تا پری به ‌عرض آمد موج شیشه عریان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.