هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عید، قربانی، امید، تسلیم، و شفاعت میپردازد. شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید و به مفاهیم عمیق روحانی و عرفانی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مضامین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
غزل ۱۲۵۶ - عید است غبار سر راه تو توان شد
عید است غبار سر راه تو توان شد
قربانی قربان نگاه تو توان شد ۱
امید شهید دم شمشیر غروریست
بسمل ز خم طرف کلاه تو توان شد ۲
باید همه تن دل شد و آشفت و جنونکرد
تا محرم گیسوی سیاه تو توان شد ۳
تسلیم ز آفات جهان باک ندارد
در جیب خودم محو پناه تو توان شد ۴
ای خاک خرامت گل فردوس به دامن
کو بخت که پامال گیاه تو توان شد ۵
سهل است شفاعتگری جرم دو عالم
گر قابل یک ذره گناه تو توان شد ۶
بیدل دل ما طاقت آیات ندارد
تاکی هدف ناوک آه تو توان شد ۷
قربانی قربان نگاه تو توان شد ۱
امید شهید دم شمشیر غروریست
بسمل ز خم طرف کلاه تو توان شد ۲
باید همه تن دل شد و آشفت و جنونکرد
تا محرم گیسوی سیاه تو توان شد ۳
تسلیم ز آفات جهان باک ندارد
در جیب خودم محو پناه تو توان شد ۴
ای خاک خرامت گل فردوس به دامن
کو بخت که پامال گیاه تو توان شد ۵
سهل است شفاعتگری جرم دو عالم
گر قابل یک ذره گناه تو توان شد ۶
بیدل دل ما طاقت آیات ندارد
تاکی هدف ناوک آه تو توان شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۵ - مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۷ - پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.