هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و از فروختن گوهر مهر بدون سود مینالد. شاعر خود را بلبلی میداند که در گلستان زندگی میکند اما در روز بد آشیانه ساخته است. او از درد و محنت میگوید و اینکه عشق او را به دام انداخته است. در نهایت، شاعر از بلبل بلاغت میخواهد که ترانه عشق را بشنود و گوش خود را بیدار کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۷ - شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
آخر سپارشی کن، بی درد پاسبان را ۱
کین را به مهر مفروش ای عشق دوست دشمن
زین بهترک فرا گیر یاران خرده دان را ۲
تا کی فروشم آخر بی سود گوهر مهر
هر چند گفته باشم من دوستم زیان را ۳
من بلبل بهشتم اما درین گلستان
در روز بد نهادم بنیاد آشیان را ۴
پروای کشتنم نیست اما به موسم گل
آب و هوای گلشن آتش کند جهان را ۵
بشنو ترانه ی عشق ای بلبل بلاغت
بیدار ساز گوشت در خواب کن زبان را ۶
عشقم ببست و افکند در پیش درد و محنت
سلطان شکار لاغر بخشد ملازمان را ۷
عرفی نکرد صیدی در دشت معرفت لیک
بنشاند پر به ناوک، بر بسته زه کمان را ۸
آخر سپارشی کن، بی درد پاسبان را ۱
کین را به مهر مفروش ای عشق دوست دشمن
زین بهترک فرا گیر یاران خرده دان را ۲
تا کی فروشم آخر بی سود گوهر مهر
هر چند گفته باشم من دوستم زیان را ۳
من بلبل بهشتم اما درین گلستان
در روز بد نهادم بنیاد آشیان را ۴
پروای کشتنم نیست اما به موسم گل
آب و هوای گلشن آتش کند جهان را ۵
بشنو ترانه ی عشق ای بلبل بلاغت
بیدار ساز گوشت در خواب کن زبان را ۶
عشقم ببست و افکند در پیش درد و محنت
سلطان شکار لاغر بخشد ملازمان را ۷
عرفی نکرد صیدی در دشت معرفت لیک
بنشاند پر به ناوک، بر بسته زه کمان را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶ - چراغ عشق به گلخن شود دلیل مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸ - نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.