هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از شمس تبریزی است که در آن شاعر از عشق الهی و عشق به معشوق سخن میگوید. او خود را مست و رند توصیف میکند و از جمال معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید. شاعر همچنین به رابطهی خود با شمس تبریزی اشاره میکند و او را قبلهی نماز و نور زندگی خود میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۸۷ - گر جان منکرانت، شد خصم جان مستم
گَر جانِ مُنکِرانَت، شُد خَصْمِ جانِ مَستم
اَنْدَر جوابِ ایشان خوبیِّ تو بَسَستم ۱
در دَفعِ آن خیالش وَزْ بَهرِ گوشْمالَش
بِنْمایَمَش جَمالَت از دور من بِرَستم ۲
گوید که نیست جوهر وَزْ مَنْش نیست باور
زان نیست ای برادر هستم چُنان که هستم ۳
دوش از رُخِ نِگاری دل مَست گشت باری
تا پیشِ شهریاری من ساغَریِ شِکَستم ۴
من مَستّ رویِ ماهَم من شاد از آن گُناهَم
من جُرم دارِ شاهَم نَک بِشْکَنید دستم ۵
بس رِنْدم و قَلاشَم در دینِ عشقْ فاشَم
من مُلْک را چه باشم تا تُحفهیی فرستم؟ ۶
دل دُزد و دُزدزاده بر مَخْزن ایستاده
شَهْ مَخْزنَش گُشاده چون دستِ دُزد بَستم ۷
ای بیخَبَر زِ شاهی گویی که بر چه راهی؟
من میرَوَم چو ماهی آن سو که بُرد شَستم ۸
شَمسُ الْحَق است رازم تبریز شُد نیازم
او قبلهٔ نمازم او نورِ آبْ دَستم ۹
اَنْدَر جوابِ ایشان خوبیِّ تو بَسَستم ۱
در دَفعِ آن خیالش وَزْ بَهرِ گوشْمالَش
بِنْمایَمَش جَمالَت از دور من بِرَستم ۲
گوید که نیست جوهر وَزْ مَنْش نیست باور
زان نیست ای برادر هستم چُنان که هستم ۳
دوش از رُخِ نِگاری دل مَست گشت باری
تا پیشِ شهریاری من ساغَریِ شِکَستم ۴
من مَستّ رویِ ماهَم من شاد از آن گُناهَم
من جُرم دارِ شاهَم نَک بِشْکَنید دستم ۵
بس رِنْدم و قَلاشَم در دینِ عشقْ فاشَم
من مُلْک را چه باشم تا تُحفهیی فرستم؟ ۶
دل دُزد و دُزدزاده بر مَخْزن ایستاده
شَهْ مَخْزنَش گُشاده چون دستِ دُزد بَستم ۷
ای بیخَبَر زِ شاهی گویی که بر چه راهی؟
من میرَوَم چو ماهی آن سو که بُرد شَستم ۸
شَمسُ الْحَق است رازم تبریز شُد نیازم
او قبلهٔ نمازم او نورِ آبْ دَستم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۸۶ - گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸۸ - رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.