هوش مصنوعی: این شعر از عرفی شیرازی سرشار از مضامین عاشقانه و عرفانی است. شاعر از غم و شور عشق سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه‌ای مانند "خون دل"، "آب حیات" و "مرغ حرم" به بیان احساسات خود می‌پردازد. او از درد عشق و شهادت در راه معشوق سخن می‌گوید و در نهایت به ستایش معشوق و کرم او می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۸ - کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد

کو شورشی که صحبت شادی به هم خورد
غم خون دل بریزد و دل خون غم خورد ۱

زهر غم تو گر بچکانم به کام خضر
آب حیات ریزد و خون عدم خورد ۲

نازم به آن کرشمه که جای کباب و می
خون فرشته و دل مرغ حرم خورد ۳

زخم زجاج دوست ندارد تراوشی
کو شیشهٔ دلی که به دیوار غم خورد ۴

گر شرح کاوکاو غم او رقم کنم
دود از قلم برآید و مغز قلم خورد ۵

می جوشدم ز هر سر مو چشمه چشمه خون
هر گه که دل به ذوق شهادت قسم خورد ۶

نامش ز لوح همت عرفی به در نویس
آن تشنه کاب خضر ز جام کرم خورد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - جان ز شوق لبت شکر خاید
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.