هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، خاکساری در برابر معشوق، ناامیدی از وصال، و رنج‌های عاشقانه می‌پردازد. شاعر از زبان عاشقی سخن می‌گوید که در برابر معشوق خود خاضع است و رنج‌های عشق را با زبان شعر بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۴۹۰ - سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود

سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
هر کجا سود قدم بر سر من پایش بود ۱

علم همت عشاق نگونی نکشد
خاکشان پی سپر قامت رعنایش بود ۲

موج را هرزه‌دویها ز گهر دور انداخت
آبرو در قدم آبله‌فرسایش بود ۳

دل تغافل زد از آگاهی و ما آب شدیم
انفعال همه کس شوخی تنهایش بود ۴

وصل حسنی به رخش آب زد آیینهٔ شرم
وضع آغوش تو صفر عرق افزایش بود ۵

داغ شد حیرت و زان جلوه به رنگی نرسید
چه توان‌کرد پس پرده تماشایش بود ۶

عمر چون شهرت عنقا به غم شبهه‌گذشت
کس نشد محرم اسمی که مسمایش بود ۷

آه یک داغ پیامی به دل ما نرساند
قاصد شمع به مطلب همه اعضایش بود ۸

دوری مقصد یی باختهٔ یکدگربم
هرکه دی محو شد امروزتو فردایش بود ۹

کردم از هرکه درس خانه سراغ تحقیق
گفت از آمدنت پیش همین جایش بود ۱۰

بیدل از بزم هوس سیر ندامت‌کردیم
سودن دست بهم قلقل مینایش بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۹ - شب که در بزم ادب قانون حیرت‌ساز بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۱ - آدمی‌کاثار تنزیهش رجوع خاک بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.