هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند فروتنی، ناتوانی انسان در درک اسرار هستی، پوچی غرور، و ارزش خاکساری می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند خاک، گل، و آسمان، بر بی‌ثباتی دنیا و ناتوانی انسان در رسیدن به کمال تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیه و تحلیل، به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم دقیق این مضامین مشکل داشته باشند.

غزل ۱۴۹۱ - آدمی‌کاثار تنزیهش رجوع خاک بود

آدمی‌کاثار تنزیهش رجوع خاک بود
دست اگر بر خویش می‌زد زین وضوها پاک بود ۱

خاک ماکز وهم رفعت ننگ پستی می‌کشد
گر تنزل‌کردی از اوج غرور افلاک بود ۲

هیچکس بر فهم راز از نارسایی پی نبرد
فطرت اینجا عذرخواه خلق بی‌ادراک بود ۳

سیر این گلشن کسی را محرم عبرت نکرد
گل اگر برسر زدیم از بی‌تمیزی خاک بود ۴

هرچه بادابادگویان تاخت هستی بر عدم
راه آفت‌ داشت اما کاروان بیباک بود ۵

با همه‌تعجیل فرصت هیچ‌کوتاهی نداشت
لیک صید مدعا یکسر نفس فتراک بود ۶

پیش ازآن‌کاید خم اسرار مخموران به جوش
طاق مینا خانهٔ تحقیق برگ تاک بود ۷

در سواد فقر جز تنزیه نتوان یافتن
سایه رختی داشت‌کز آلودگیها پاک بود ۸

تا کجا مجنون در ناموس مستوری زند
تار و پود جامهٔ عریان تنی یک چاک بود ۹

در خجالتگاه جسمم جز خطا نامد به پیش
ره به لغزش قطع شد ازبس زمین نمناک بود ۱۰

هر کجا بیدل ز لعل آبدارش دم زدیم
حرف‌گوهر خجلت دندن بی‌مسواک بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۰ - سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۲ - در ادبگاهی ‌که لب نامحرم تحریک بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.