هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از بیدل دهلوی به مفاهیمی مانند عشق، طلب، قناعت، رضایت الهی و گذر از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند آبله، آینه، و بحر، حقایق عرفانی را بیان می‌کند و بر اهمیت صفای باطن، دوری از حرص و طمع، و تسلیم در برابر ارادهٔ الهی تأکید دارد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۵۴۷ - اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شود

اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شود
فهم معماکنید آبله وا می‌شود ۱

ذوق طلب عالمی‌ست وقف حضور دوام
پر به اجابت مکوش ختم دعا می‌شود ۲

گاه وداع بقا تار نفس از امل
چون به‌گسستن رسید آه رسا می‌شود ۳

جوهر اهل صفا سهل نباید شمرد
آینه‌ گر قطره‌ایست بحر نما می‌شود ۴

حرص به صد عز و جاه در همه صورت گداست
گر به قناعت رسی فقر غنا می‌شود ۵

آنطرف احتیاج انجمن کبریاست
چون ز طلب درگذشت بنده خدا می‌شود ۶

چند خورد آرزو عشوه برخاستن
غیرت امداد غیر نیز عصا می‌شود ۷

عذر ضعیفی دمی ‌کاینه ‌گیرد به دست
آبله در پسای سعی ناز حنا می‌شود ۸

از کف بیمایگان کارگشایی مخواه
دست چو کوتاه شد ناخن پا می‌شود ۹

غیر وداع طرب ‌گرمی این بزم چیست
تا سحر از روی شمع رنگ جدا می‌شود ۱۰

خاک به سر می‌کند زندگی از طبع دون
پستی این خانه‌ها تنگ هوا می‌شود ۱۱

بگذر از ابرام طبع کز هوس هرزه‌دو
حرص خجل نیست لیک‌ کار حیا می‌شود ۱۲

بیدل ازین دشت و در گرد هوس رفته‌گیر
قافله هر سو رود بانگ درا می‌شود ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۸۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۶ - کجاست سایه که هستیش دستگاه شود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴۸ - حسرت مخمورم آخر مستی انشا می‌شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.