هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و غنایی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، حسرت، و رنج‌های روحی است. شاعر از جدایی از معشوق، ناامیدی، و حیرت در برابر جهان سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند غبار، صبح، و گل، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند عجز، توکل، و گذر زمان در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات شاعرانه و پیچیدگی‌های معنایی، برای درک و ارتباط بهتر، نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

غزل ۱۶۵۱ - از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر

از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظر
چون صف مژگان دو عالم محو شد در یکدگر ۱

بسته‌ام محمل به دوش یأس و از خود می‌روم
بال پروازی ندارد صبح جز چاک جگر ۲

خدمت موی میانت تاکه را باشد نصیب
گلرخان را زین هوس زنار می‌بندد کمر ۳

چون‌گهر زین پیش سامان سرشکی داشتم
این زمانم نیست جزحیرت سراغ چشم تر ۴

وحشت حسرت به این کمفرصتی مخمورکیست
صورت خمیازه دارد چین دامان سحر ۵

عالمی را از تغافل ربط الفت داده‌ایم
نیست مژگان قابل شیرازه بی‌ضبط نظر ۶

این تن‌آسانی دلیل وحشت سرشار نیست
هرقدر افسرده گردد سنگ می‌بندد کمر ۷

گر فلک بی‌اعتبارت‌ کرد جای شکوه نیست
بر حلاوت بسته‌ای دل چون‌ گره در نیشکر ۸

فکر فردا چند از این خاک غبار آماده است
هم‌ تو خواهی بود صبح خویش یا صبح دگر ۹

سیر رنگ و بو هوس داری زگل غافل مباش
شوخی پرواز نتوان دید جز در بال و پر ۱۰

چند باید شد هوس‌فرسود کسب اعتبار
سر هم ای غافل نمی‌ارزد به چندین دردسر ۱۱

منزل سرگشتگان راه عجز افتادگی‌ست
تا دل خاک است بیدل اشک را حد سفر ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۵۰ - ای شعله نهال از قلمت‌ گلشن ‌کاغذ
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵۲ - بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.