هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان، ناپایداری زندگی، امید و ناامیدی، و تقلای انسان در برابر سرنوشت می‌پردازد. شاعر از استعاره‌های مختلف مانند غبار، نفس، و صبح قیامت برای بیان این مفاهیم استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۶۹۷ - غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیر

غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیر
که پیرگشت سحرتا دهن‌گشود به شیر ۱

امل به صبح قیامت رساند گرد نفس
گذشت فرصت تقدیمت آن سوی تاخیر ۲

همین‌کشاکش اوهام تا ابد باقی‌ست
فنا بجاست توخواهی بزی و خواه بمیر ۳

در این چمن نفسی می‌کشیم و می‌گذربم
گمان مبر به‌کمانخانه آرمیدن تیر ۴

نفس درازی اظهار جرأت آهنگ است
به سرمه تا نرسد ناله‌، عذر ما بپذیر ۵

هنوز دامن صحرا ز گردباد پُر است
غبار عالم دیوانه نیست بی‌زنجیر ۶

در این ستمکده سود و زیان من این است
که از شکستن دل ناله می‌کنم تعمیر ۷

سیاه‌بختی‌ام آرایشی نمی‌خواهد
ز خاک پیرهن سایه را بس است عبیر ۸

صفای دل به نفس عمرهاست می‌بازم
چو صبح آینه در زنگ می‌کنم شبگیر ۹

به ناتوانی من یاس می‌خورد سوگند
که ناله‌ای نکشیدم چو خامهٔ تصویر ۱۰

ز ساز عجز به هرجا نفس زدم بیدل
به قدر جوهر آیینه شد بلند صفیر ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۹۶ - زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر
گوهر بعدی:غزل ۱۶۹۸ - نه غنچه عافیت افسون‌، نه‌ گل بقا تأثیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.