هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند خموشی، نفس، عشق، حیرت، و زندگی می‌پردازد. شاعر از زبان نفس سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند خودداری، درد، و کمال اشاره می‌کند. همچنین، انتقادی به دنیای مادی و ثروتمندان دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۱۷۵۱ - ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس

ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفس
کز خموشی رشته می‌بندد به صد مضمون نفس ۱

با خیال از حسن محجوب تو نتوان ساختن
حیرتم در دل مگر آیینه دزدد چون نفس ۲

چشم ‌مخمور تو هر جا سرخوش ‌دور حیاست
نشئه خون ‌کرده‌ست در رنگ می ‌گلگون نفس ۳

طبع دانا را خموشی به‌ که ‌گوهر در محیط
از حبابی بیش نبود گر دهد بیرون نفس ۴

تا ز خودداری برون آیی طریق درد گیر
چون رسد در کوچهٔ نی می‌شود محزون نفس ۵

ساز هستی اقتضای دوری تحقیق داشت
موج را آخر برآورد از دل جیحون نفس ۶

لاف عزت تا کجا بر باد اقبالت دهد
ای سحر زین بیش نتوان برد بر گردون نفس ۷

جز به زیر خاک آواز کرم نتوان شنید
اغنیا از بسکه دزدیدند چون قارون نفس ۸

زندگی پر وحشی است ای بیخبر هشیار باش
بهر تسخیر هوا تا کی‌ کند افسون نفس ۹

دل مقامی نیست‌ کانجا لنگر اندازد کسی
از خیال خانهٔ آیینه بگذر چون نفس ۱۰

درد انشا می‌کند کسب کمال عاجزان
مصرع آهی‌ست بیدل‌ گر شود موزون نفس ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۰ - تب و تاب بیهُده تا کجا به ‌گشاد بال و پر از نفس
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵۲ - بی‌تأمل در دم پیری مده بیرون نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.