هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، صبر، تلاش، آزادی و خودشناسی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که در زندگی با آرامش و تلاش پیش برود، از ناملایمات نهراسد و به دنبال معنای عمیقتر در زندگی باشد. همچنین، تأکید بر این است که فرد باید از قید و بندهای بیفایده رها شود و به جایگاه واقعی خود در جهان فکر کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند آزادی و خودشناسی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
غزل ۱۷۵۹ - دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
دل بهکام تست چندی خرمی اظهار باش
ساغری داری شکست رنگ را معمار باش ۱
فیضها دارد سخن بر معنی باریک پیچ
گر دل آسوده خواهی عقدهٔ این نار باش ۲
بر چه از وصلش به یکرنگی نیامیزد دلت
گر همه جان باشد از اندیشهاش بیزار باش ۳
تا حضور چشم و مژگان یابی از هر خار وگل
چون نگه درهرکجا پا مینهی هموار باش ۴
هیچکس تهمت نشان داغ بینفعی مباد
چتر شاهیگر نباشی سایهٔ دیوار باش ۵
ننگ تعطیل از غم بیحاصلی نتوان کشید
سودن دستی نبازی جهدکن درکار باش ۶
نقش پای رفتگان مخمور میآید به چشم
یعنی ای وامانده در خمیازهٔ رفتار باش ۷
مانع آزادگان پست و بلند دهر نیست
ناله از خود میرود، گو ششجهت کهسار باش ۸
بر تسلسل ختم شد دور غرور سبحهات
یک دو ساغر محو عشرتخانهٔ خمّار باش ۹
هرزه تازی تا بهکی گامی بهگرد خویش گرد
جهد بر مشق تو خطی میکشد پرگار باش ۱۰
هر قدر مژگانگشایی جلوه در آغوش تست
ای نگاهت مفت فرصت طالب دیدار باش ۱۱
عاقبت بیدل ز چشم خویش باید رفتنت
ذره هم کم نیست، تا باشی همین مقدار باش ۱۲
ساغری داری شکست رنگ را معمار باش ۱
فیضها دارد سخن بر معنی باریک پیچ
گر دل آسوده خواهی عقدهٔ این نار باش ۲
بر چه از وصلش به یکرنگی نیامیزد دلت
گر همه جان باشد از اندیشهاش بیزار باش ۳
تا حضور چشم و مژگان یابی از هر خار وگل
چون نگه درهرکجا پا مینهی هموار باش ۴
هیچکس تهمت نشان داغ بینفعی مباد
چتر شاهیگر نباشی سایهٔ دیوار باش ۵
ننگ تعطیل از غم بیحاصلی نتوان کشید
سودن دستی نبازی جهدکن درکار باش ۶
نقش پای رفتگان مخمور میآید به چشم
یعنی ای وامانده در خمیازهٔ رفتار باش ۷
مانع آزادگان پست و بلند دهر نیست
ناله از خود میرود، گو ششجهت کهسار باش ۸
بر تسلسل ختم شد دور غرور سبحهات
یک دو ساغر محو عشرتخانهٔ خمّار باش ۹
هرزه تازی تا بهکی گامی بهگرد خویش گرد
جهد بر مشق تو خطی میکشد پرگار باش ۱۰
هر قدر مژگانگشایی جلوه در آغوش تست
ای نگاهت مفت فرصت طالب دیدار باش ۱۱
عاقبت بیدل ز چشم خویش باید رفتنت
ذره هم کم نیست، تا باشی همین مقدار باش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۸ - من نمیگویم زیان کن یا به فکر سود باش
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶۰ - گر نهای عین تماشا حیرت سرشار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.