هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، به مفاهیمی مانند وحدت وجود، فنا در ذات الهی، ناپایداری دنیا و تجرد از تعلقات مادی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های پیچیده، برتری حق تعالی و بی‌مقداری دنیا را بیان می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بالایی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.

غزل ۱۸۹۲ - ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق

ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلق
گمگشته همچو نوریم در آفتاب مطلق ۱

در عالم تجرد یارب چه وانماییم
او صد جمال جاوید ما یک نقاب مطلق ۲

ای خلق پوچ هیچید بر وهم و ظن مپیچید
کافیست بر دو عالم این یک جواب مطلق ۳

کم نیست‌گر به نامی از ما رسد پیامی
شخص عدم چه دارد بیش ار خطاب مطلق ۴

اوراق اعتبارات چندان که سیر کردیم
در نسخهٔ مقٌید بود انتخاب مطلق ۵

خواهی برآسمان بین خواهی به خاک بنشین
زیر و زبر جز این نیست وقف‌کتاب مطلق ۶

افسانه‌های هستی در خلوت عدم ماند
کس وا نکرد مژگان از بند خواب مطلق ۷

شاید به برق عشقی از وهم پاک‌گردیم
این نقش سنگ نتوان شستن به آب مطلق ۸

تقریربیش و کم چند چشمی‌گشا وبنگر
جز صفر بر نیاید هیچ از حساب مطلق ۹

هر چند وارسیدیم زین انجمن ندیدیم
با یک جهان عمارت غیر از خراب مطلق ۱۰

بیدل به رنگ‌گوهر زین بحر بر نیاید
آب مقید ما غیر از شراب مطلق ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۱ - غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۳ - بر خود از ساز شکفتن‌کی‌گمان دارد عقیق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.