هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، به موضوعاتی مانند عشق، تغافل (بی‌اعتنایی)، رنج ناشی از بی‌مهری، و امید به تغییر می‌پردازد. شاعر از بی‌اعتنایی معشوق شکایت دارد و از رنجی که متحمل شده سخن می‌گوید، اما در عین حال امیدوار است که روزی تغییری رخ دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۹۳۳ - تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل

تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل
خون دو جهان ریخت به دامان تغافل ۱

بر زخم که خواهی نمک افشاند که امروز
گل‌ کرده تبسم ز نمکدان تغافل ۲

آنجا که تماشای تو منظور نظرهاست
چندین مژه چاکست گریبان تغافل ۳

برگیست لبت از چمنستان تبسم
موجیست نگاه تو ز عمان تغافل ۴

گیسوی تو مدّ الف آیت خوبی
ابروی تو بسم‌الله دیوان تغافل ۵

امید به راه تو زمینگیر خیالیست
شاید نگهی واکشد از شان تغافل ۶

چشم تو به این مستی و پیمان شکنیها
نشکست چرا ساغر پیمان تغافل ۷

فردا که به قاتل‌ گرود خون شهیدان
دست من خون ‌گشته و دامان تغافل ۸

صد صبح نمک بر جگر خستهٔ ما بست
آن غنچهٔ نشکفته نمکدان تغافل ۹

در عشق تو دیگر به چه امید توان زیست
ای آینهٔ لطف تو برهان تغافل ۱۰

عمریست‌ که دل تشنه لب دور نگاهیست
یارب که بگردد سر مژگان تغافل ۱۱

بیدل شرری‌ گشت و به دامان نگه ریخت
گردی‌ که نکردیم به میدان تغافل ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۳۲ - می‌آید از دشت جنون گردم بیابان در بغل
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۴ - زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.