هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس گمگشتگی، اندوه و جستوجوی معنوی شاعر است. او از گمکردن خود در ظلمت زندگی، فراموشی وحدت و گرفتاری در کثرت، غربت در وطن، ناتوانی در بیان دردها و جستوجوی بیفرجام سخن میگوید. تصاویری مانند گمکردن یوسف در پیراهن، گمشدن در نقش پای خود و گمکردن پر طاووس در چمن، به زیبایی این احساسات را نشان میدهند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۱۹۶۸ - نور جان در ظلمت آباد بدن گم کردهام
نور جان در ظلمت آباد بدن گم کردهام
آه ازین یوسف که من در پیرهن گمکردهام ۱
وحدت از یاد دویی اندوه کثرت میکند
در وطن ز اندیشهٔ غربت وطن گم کردهام ۲
چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک
خویش را در نقش پای خویشتن گم کردهام ۳
از زبان دیگران درد دلم باید شنید
کز ضعیفها چو نی راه سخن گم کردهام ۴
موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس
آنچه من گم کردهام نایافتن گم کردهام ۵
گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست
عالمی را در خیال آن دهن گم کردهام ۶
تا کجا یارب نوی دوزد گریبان مرا
چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کردهام ۷
عمرها شد همچو نال خامه میپیچم به خوابش
پیکر چون رشتهای در پیرهن گم کردهام ۸
شوخی پرواز من رنگ بهار نازکیست
چون پر طاووس خود را در چمن گم کردهام ۹
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نیام
اینقدر دانم که چیزی هست و من گم کردهام ۱۰
هیچ جا بیدل سراغ رنگهای رفته نیست
صد نگه چون شمع در هر انجمن گم کردهام ۱۱
آه ازین یوسف که من در پیرهن گمکردهام ۱
وحدت از یاد دویی اندوه کثرت میکند
در وطن ز اندیشهٔ غربت وطن گم کردهام ۲
چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک
خویش را در نقش پای خویشتن گم کردهام ۳
از زبان دیگران درد دلم باید شنید
کز ضعیفها چو نی راه سخن گم کردهام ۴
موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس
آنچه من گم کردهام نایافتن گم کردهام ۵
گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست
عالمی را در خیال آن دهن گم کردهام ۶
تا کجا یارب نوی دوزد گریبان مرا
چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کردهام ۷
عمرها شد همچو نال خامه میپیچم به خوابش
پیکر چون رشتهای در پیرهن گم کردهام ۸
شوخی پرواز من رنگ بهار نازکیست
چون پر طاووس خود را در چمن گم کردهام ۹
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نیام
اینقدر دانم که چیزی هست و من گم کردهام ۱۰
هیچ جا بیدل سراغ رنگهای رفته نیست
صد نگه چون شمع در هر انجمن گم کردهام ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۷ - شمعی از وحشت نگاهی انجمن گم کردهام
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۹ - زان بهار ناز حیرانم چه سامان کردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.