هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربیات عرفانی و روحانی خود سخن می‌گوید، از رهایی از خود و پیوستن به معشوق، از دردها و زخم‌هایی که به تحول و رستگاری انجامیده‌اند. او از بی‌خودی و مستی معنوی، از جست‌وجو و عشق به معشوق و از رهایی از تعلقات دنیوی می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۲۳ - شب که آیینهٔ آن آینه‌رو گردیدم

شب که آیینهٔ آن آینه‌رو گردیدم
جلوه‌ای کرد که من هم همه او گردیدم ۱

ساغر بی‌خودی‌ام نشئهٔ پروازی داشت
رنگها بسکه شکستم همه بوگردیدم ۲

حاصل ریشهٔ امید ازین مزرع وهم
بیش ازین نیست که پامال نموگردیدم ۳

وضع این میکده واماندگی و بیکاری‌ست
محرم پای خم و دست سبو گردیدم ۴

زخمها داشتم از جوهر آیینهٔ راز
صنعتی کرد تحیر که رفو گردیدم ۵

در بیابان طلب هر که دچارم ‌گردید
به تمنای تو گرد سر او گردیدم ۶

داشتم شعله صفت در گره بیتابی
آنقدر مایه که خرج تک و پو گردیدم ۷

گل شبنم زده بی‌روی تو داغم دارد
ازکجا مایل این آبله‌رو گردیدم ۸

ناتوانی است پریخانهٔ صد رنگ امید
مفت نقاش خیال تو که مو گردیدم ۹

ترک جولان هوس موج‌ گهر کرد مرا
جمع در جیب خودم‌ کز همه سو گردیدم ۱۰

در مقامی‌ که خموشی نفسی‌ گرم نداشت
بیدل از بیخبری قافله جو گردیدم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۲۲ - تا درتن باغ‌گل افشان نموگردیدم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲۴ - هزار آینه با خود دچار کردم و دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.