هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ پارسی‌گوی، بیانگر مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است. شاعر در این اثر از خموشی و خروش، عشق، هستی، ندامت و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، به بررسی مسائل وجودی و روحانی می‌پردازد.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی بالایی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۳۵ - بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارم

بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارم
تا توان ناله درودن نفسی می‌کارم ۱

امتحان‌گر سر طومار یقین بگشاید
ریشه از دانهٔ تسبیح دمد زنارم ۲

مرکز همت من خانهٔ خورشید غناست
پستی سایه مگیرد کمر دیوارم ۳

شمع در خلوت خاموشی من صرفه نبرد
بی‌ نفس کرد زبان را ادب اسرارم ۴

خضر جهدم نشود قافلهٔ سیر بهار
بال طاووسم و صد مخمل رنگین دارم ۵

هر کجا تیغ تو بنیاد کند گل چیدن
رقص گیرد چو سر شمع ز سر دستارم ۶

عشق تعمیر بنایم به چه آفت‌که نکرد
سیل پروردهٔ تردستی این معمارم ۷

چون شرر فرصت هستی‌ نگهی ‌بیش‌ نبود
سوخت این نسخهٔ عبرت نفس تکرارم ۸

نقش پا چشمی اگر باز کند دیدن ‌کو
نتوان‌ کرد به افسون نگه بیدارم ۹

زین ندامت کده چون موج‌ گهر می‌خواهم
آنقدر سودن دستی که‌ کند هموارم ۱۰

رگ ‌گل جوهر آیینهٔ شبنم نشود
به‌ که من دامن ازین باغ به چین افشارم ۱۱

عالم از جوهر بی قدری ما غافل نیست
بیدل از گرد کساد آینهٔ بازارم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۳۴ - هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳۶ - به زور شعلهٔ آواز حسرت‌ گرم رفتارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.