هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ عشق، شرم، فقر، و ناامیدی از دنیا است. شاعر از وضعیت خود و جامعه شکایت دارد و با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای کودکان قابل‌درک نباشد.

غزل ۲۱۸۱ - چه دولت است که من نامت از ادب گیرم

چه دولت است که من نامت از ادب گیرم
ز شرم دست تهی دامنی به لب‌گیرم ۱

به عشق اگر همه تن غوطه‌ام دهند به قیر
چوداغ لاله سحرها به طوف شبگیرم ۲

به این زبان که چو شمعم دماغ می‌سوزد
خموش‌ا اگر نشوم انجمن به تب‌گیرم ۳

خمار اگر نشود ننگ مجلس آرایی
به مستی حلب شیشه‌گر حلب‌گیرم ۴

غم وراثت آدم نخورده‌ام چندان
که راه خلد به امید این نسب‌ گیرم ۵

ندارم این همه رغبت به لذت دنیا
که ننگ آتشک از بوی این جلب گیرم ۶

چو موی چینی از اقبال من چه می‌پرسی
عنان به شام شکسته‌ست سعی شبگیرم ۷

خوشست چشم بپوشم ز نقش‌کار جهان
هزار نسخه به این نقطه منتخب‌گیرم ۸

ز طرف مشرب مستان خجل شوم بیدل
دمی‌که هفت فلک برگی از عنب‌گیرم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۸۰ - نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸۲ - ز سودای چشم تو تا کام ‌گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.