هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و پیرامون را توصیف میکند. شاعر از عناصری مانند بهار، گل، باده، و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. در بخشی از شعر نیز به مفاهیمی مانند ناامیدی، عشق بیپاسخ، و جستجوی معنوی اشاره شده است.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی، برای خوانندگان با سطح درک ادبی بالاتر مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشند.
غزل ۲۳۹۸ - زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان
زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان
دو نرگست قبلهگاه مستی دو ابروبت سجده جای مستان ۱
سخن ز لعل تو گوهر آرا نگه ز چشم تو باده پیما
صبا ز زلف تو رشته بر پا چمن ز روی تو گل به دامان ۲
به غمزه سحری، به ناز جادو، به طره افسون، به قد قیامت
به خط بنفشه، به زلف سنبل، به چشم نرگس، به رخ گلستان ۳
چمن به عرض بهار نازت در آتش رنگ گلفروشی
سحر زگل کردن عرقها به عالم آب شبنمستان ۴
ز رویت آیینه صفحهٔگل زگیسویت شانه موج سنبل
ختن سوادی ز چین کاکل فرنگ نقاش چین دامان ۵
اگر برد از رم نگاهت سواد این دشت بویگردی
هجوم کیفیت تحیر به چشم آهوکند چراغان ۶
به وحشت آباد این بساطمکجاست عشرتکدام راحت
خیال محزون، امید مجنون، نگه پریشان، نفس پر افشان ۷
بهکشت بیحاصلیکه خاکش نمیتوان جز به باد دادن
هوس چه مقدار کرده خرمن تبسمگندم از لبی نان ۸
حصول ظرفست اوج عزت، نه لاف فضل ونه عرض حکمت
گرفتم ای مور پر برآری کجاست کیفیت سلیمان ۹
رگ تخیل سوارگردن، نم فسردن متاع دامن
چو ابر تا کی بلند رفتن، عرقکن و این غبار بنشان ۱۰
متاب روی وفا ز بیدل مشو ز مجنون خویش غافل
به دستگاه شهان چه نقصان ز پرسش حال بینوایان ۱۱
دو نرگست قبلهگاه مستی دو ابروبت سجده جای مستان ۱
سخن ز لعل تو گوهر آرا نگه ز چشم تو باده پیما
صبا ز زلف تو رشته بر پا چمن ز روی تو گل به دامان ۲
به غمزه سحری، به ناز جادو، به طره افسون، به قد قیامت
به خط بنفشه، به زلف سنبل، به چشم نرگس، به رخ گلستان ۳
چمن به عرض بهار نازت در آتش رنگ گلفروشی
سحر زگل کردن عرقها به عالم آب شبنمستان ۴
ز رویت آیینه صفحهٔگل زگیسویت شانه موج سنبل
ختن سوادی ز چین کاکل فرنگ نقاش چین دامان ۵
اگر برد از رم نگاهت سواد این دشت بویگردی
هجوم کیفیت تحیر به چشم آهوکند چراغان ۶
به وحشت آباد این بساطمکجاست عشرتکدام راحت
خیال محزون، امید مجنون، نگه پریشان، نفس پر افشان ۷
بهکشت بیحاصلیکه خاکش نمیتوان جز به باد دادن
هوس چه مقدار کرده خرمن تبسمگندم از لبی نان ۸
حصول ظرفست اوج عزت، نه لاف فضل ونه عرض حکمت
گرفتم ای مور پر برآری کجاست کیفیت سلیمان ۹
رگ تخیل سوارگردن، نم فسردن متاع دامن
چو ابر تا کی بلند رفتن، عرقکن و این غبار بنشان ۱۰
متاب روی وفا ز بیدل مشو ز مجنون خویش غافل
به دستگاه شهان چه نقصان ز پرسش حال بینوایان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۷ - در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹۹ - سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.