هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، احساسات شاعر را درباره عشق، جدایی، و حسرت بیان می‌کند. او از تاریکی درون خود، ناکامی‌های عاشقانه، و تأثیرات عمیق معشوق بر روحش سخن می‌گوید. تصاویری مانند نور حسنت، خانه خورشید، و بوی گل به زیبایی فضای شعر را می‌سازند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌های پیچیده، برای درک بهتر به بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

غزل ۲۵۳۲ - به‌هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من

به‌هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ من
سیاهی افکند در خانهٔ خورشید داغ من ۱

به بو یی زپن بهارم وا نشد آغوش استغنا
عیار شرم‌گیرید از تریهای دماغ من ۲

به رنگ نشئهٔ می‌ رفته‌ام زین انجمن اما
همان خمیازه نقش پاست در یاران سراغ من ۳

حباب اینجا عرق تا چند برروی هوا مالد
پری را از نگونی منفعل دارد ایاغ من ۴

شبستانها درین دشت انجمن ساز جنون دیدم
سیاهی تا کجا افتاده است از روی داغ من ۵

جهانی جستجویم دارد و من نیستم پیدا
نفس سوز ای هوس تا آتش افتد در سراغ من ۶

غبار از خاک می‌بالم شرار از سنگ می‌جوشم
به هر صورت خیال او نمی‌خواهد فراغ من ۷

تماشای بهار انشا خط نارسته‌ای دارم
هنوز از سایه قامت می‌کشد دیوار باغ من ۸

ازین آب و هوا بیدل به رنگ غنچه مختل ‌شد
مزاج بوی گل پرورده ناموس دماغ من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۳۱ - خم قامت نبرد ابرام طبع‌ سخت‌کوش من
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳۳ - ز خودداری نفس می‌زد تب و تاب چراغ من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.