هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی بیانگر درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و حسرت است. شاعر از بی‌پناهی، بی‌کسی و ناتوانی در رسیدن به معشوق می‌گوید و از روزگار و تقدیر شکایت دارد. او به دنبال مدد و یاری است اما در نهایت به ناامیدی و حیرانی می‌رسد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ عاطفی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

غزل ۲۶۷۱ - نه نفس تربیتم ‌کرد و نه دامان مددی

نه نفس تربیتم ‌کرد و نه دامان مددی
آتشم خاک شد ای سوخته جانان مددی ۱

شوق دیدارم و یک جلوه ندارم طاقت
مگر آیینه‌ کند بر من حیران مددی ۲

آرزو می‌کشدم بر در ابرام طلب
کو حیا تاکند از وضع پشیمان مددی ۳

یاد چشم تو ز آوارگیم غافل نیست
گرد این دشتم و دارم ز غزالان مددی ۴

بسملم‌ گرم طواف چمن عافیتی است
ای تپیدن به تغافل نزنی هان مددی ۵

راحت از قافلهٔ هوش برون تاخته است
ای جنون تا شودم بار دل آسان مددی ۶

کیست بار تپش از دوش هوس بردارد
بی‌عصایی نکند گر به ضعیفان مددی ۷

با همه ظلم رها نیست‌کس ازمنت چرخ
آه از آن روز که می‌کرد به احسان مددی ۸

حیله جوی نم اشکیم درین وادی خشک
کاش از آبله بخشند به مژگان مددی ۹

بیدل از غنچه‌گرفتم سبق زانوی فکر
بود کوتاهی دامن به گریبان مددی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۷۰ - گر درین قحط سرایت نکند نان مددی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷۲ - خوش آن ساعت‌ که چون تمثال از آیینهٔ فردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.