هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، به موضوعاتی مانند عشق، غفلت، دوری، و حقیقت وجودی انسان میپردازد. شاعر از درد فراق و غم مستوری سخن میگوید و به ناتوانی انسان در درک حقیقت و رفع غفلت اشاره میکند. همچنین، تضاد بین نور و ظلمت، و فطرت و غفلت نیز در این شعر مشهود است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۲۷۰۰ - دلدار قدح برکف، ما مرده ز مخموری
دلدار قدح برکف، ما مرده ز مخموری
آه از ستم غفلت، فریاد ز مهجوری ۱
سرمایهٔ آگاهی گر آینهداریهاست
در ما و تو چیزی نیست نزدیکتر از دوری ۲
از نسخهٔ ما و من تحقیق چه خواندکس
تا نام و نفس باقیست آیینه و بینوری ۳
زبن یک دو نفس هستی صد سنگ به دل بستم
ویرانه قیامت چید بر خوابش ز معموری ۴
تا چند ببالد کس چون آبله خون در دل
از پوست برون آورد ما را غم مستوری ۵
رفع مرض غفلت از خلق چه امکانست
خورشید هم اینجا نیست بیعلت شبکوری ۶
بیقدری نعمت چیست آسانی تحصیلش
گر حرص عسل خواهد پیش آی به زنبوری ۷
در مشربکمظرفان بیمغزی فطرت بود
پرکرد صدا آخر پیمانهٔ منصوری ۸
هرکارکه پیش آید انگارکه منکردم
زین بیش مجو طاقت در عالم معذوری ۹
در دانهکشی مردیم چون مور ز حرص آخر
در خاک سیه بردیم هنگامهٔ مزدوری ۱۰
ملکیست شکست دل از ساز وفا مگسل
مو چین دگر دارد در کاسهٔ فغفوری ۱۱
همنسبتی بیدل ما را به جنون انداخت
ما غفلت و او فطرت، ما ظلمتی او نوری ۱۲
آه از ستم غفلت، فریاد ز مهجوری ۱
سرمایهٔ آگاهی گر آینهداریهاست
در ما و تو چیزی نیست نزدیکتر از دوری ۲
از نسخهٔ ما و من تحقیق چه خواندکس
تا نام و نفس باقیست آیینه و بینوری ۳
زبن یک دو نفس هستی صد سنگ به دل بستم
ویرانه قیامت چید بر خوابش ز معموری ۴
تا چند ببالد کس چون آبله خون در دل
از پوست برون آورد ما را غم مستوری ۵
رفع مرض غفلت از خلق چه امکانست
خورشید هم اینجا نیست بیعلت شبکوری ۶
بیقدری نعمت چیست آسانی تحصیلش
گر حرص عسل خواهد پیش آی به زنبوری ۷
در مشربکمظرفان بیمغزی فطرت بود
پرکرد صدا آخر پیمانهٔ منصوری ۸
هرکارکه پیش آید انگارکه منکردم
زین بیش مجو طاقت در عالم معذوری ۹
در دانهکشی مردیم چون مور ز حرص آخر
در خاک سیه بردیم هنگامهٔ مزدوری ۱۰
ملکیست شکست دل از ساز وفا مگسل
مو چین دگر دارد در کاسهٔ فغفوری ۱۱
همنسبتی بیدل ما را به جنون انداخت
ما غفلت و او فطرت، ما ظلمتی او نوری ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۹۹ - آسوده است شوق ز دل پیش نگذری
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰۱ - سرشکم صد سحر خندید و پیدا نیست تاثیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.