هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و غنایی، بیانگر حالات روحی شاعر در مواجهه با عشق الهی و حیرت‌های ناشی از آن است. شاعر از ضعف‌های خود در برابر جمال معشوق، حسرت‌های بی‌پایان، و غفلت‌های بشری سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند بی‌خودی، فراموشی، و عشق الهی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۳۳ - خیالش بر نمی‌تابد شعور، ای بیخودی جوشی

خیالش بر نمی‌تابد شعور، ای بیخودی جوشی
نمی‌گنجد به دیدن جلوه‌اش ای حیرت آغوشی ۱

ضعیفیها به ایمای نگاه افکند کار من
چو مژگان می‌کنم مضرابی آهنگ خاموشی ۲

از آن نامهربان منت‌کش صد رنگ احسانیم
به این حسرت‌ که ‌گاهی می‌کند یاد فراموشی ۳

نه از صبحی خبر دارم نه از شامی اثر دارم
نگه می‌پرورم در سایهٔ خط بناگوشی ۴

به روی جلوهٔ او هر چه باداباد می‌تازم
به این یک مشت خس در بحر آتش می‌زنم جوشی ۵

چنین محو خرام ‌کیست طاووس خیال من
که واکرده‌ست فردوس از بن هر مویم آغوشی ۶

هنر کن محو نسیان تا صفای دل به عرض آید
ز جوهر چشمهٔ آیینه دارد آب خس پوشی ۷

به غفلت از نوای ساز هستی بیخبر رفتم
شنیدن داشت این افسانه گر می‌داشتم گوشی ۸

ز بار حسرت دنیا دوتا گشتیم و زین غافل
که عقبا هم نمی‌ارزد به خم ‌گرداندن دوشی ۹

حباب من ز درد بی‌نگاهی داغ شد بیدل
فروغ‌ کلبه‌ام تا چند باشد شمع خاموشی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۳۲ - تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳۴ - به گرد سرمه خفتن تا کی از بیداد خاموشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.