هوش مصنوعی: این شعر از مولانا جلال‌الدین رومی است که در آن شاعر از جدایی از دنیای مادی و رسیدن به حقیقت و عشق الهی سخن می‌گوید. او از غفلت انسان و نیاز به بیداری روحانی صحبت می‌کند و از عشق به معشوق الهی به عنوان تنها درمان دردهای روحی یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۹۱ - ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن

ما دستِ تو را خواجه بِخواهیم کَشیدن
وَزْ نیک و بَدَتْ پاک بِخواهیم بُریدن ۱

هر چند شبِ غَفلَت و مَستیت دِراز است
ما بر همه چون صُبحِ بِخواهیم دَمیدن ۲

در پَرده ناموس و دَغَل چند گُریزی؟
نزدیک رَسیده‌‌ست تو را پَرده دَریدن ۳

هر میوه که در باغِ جهان بود همه پُخت
ای غوره چون سنگ نخواهی تو پَزیدن؟ ۴

رَحْم آر بَرین جان که طَپان است دَرین دام
نَشْنود مَگَر گوشِ تو آوازِ طَپیدن؟ ۵

چَشمی است تو را در دل و آن چَشمْ به دَرد است
پس چیست غَمِ تو به جُز آن چَشمْ خَلیدن؟ ۶

چون می‌خَلَد آن چَشم بِجو دارو و دَرمان
تا بازرَهی از خَلِش و آبْ دویدن ۷

دارویِ دل و دیده نَبوده‌‌ست و نباشد
ای یوسُفِ خوبان به جُز از رویِ تو دیدن ۸

هین مَخْلَصِ این را تو بِفَرما به تمامی
که گفت تو و قول تو مُزد است شنیدن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۹۰ - با روی تو کفر است به معنی نگریدن
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹۲ - هر شب که بود قاعدۀ سفره نهادن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.