هوش مصنوعی:
این متن به مقایسهی عقل و عشق میپردازد. عاقلان از خطرات دوری میکنند و به دنبال راحتطلبی هستند، در حالی که عاشقان خود را به خطر میاندازند و در دریای عشق غرق میشوند. عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند و رسواکننده توصیف شده است که باعث تغییر و تحول در افراد میشود. همچنین، عشق به عنوان درختی تصویر شده که عاشقان سایهی آن هستند و باید به آن نزدیک شوند. متن به این نکته اشاره دارد که عشق باعث جوانشدن پیران و پختگی کودکان میشود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. مفاهیمی مانند عشق، عقل، و تحول شخصیتی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد و نیاز به تفسیر و توضیح بیشتر دارد.
غزل ۱۹۵۷ - هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
هست عاقل هر زمانی در غَمِ پیدا شدن
هست عاشقْ هر زمانی بیخود و شَیدا شدن ۱
عاقلانْ از غَرقه گشتن، بَرگُریز و بَرحَذَر
عاشقان را کار و پیشه، غَرقهٔ دریا شدن ۲
عاقلان را راحَت از راحَت رَسانیدن بُوَد
عاشقان را نَنگ باشد بَندِ راحتها شدن ۳
عاشقْ اَنْدَر حَلْقه باشد از همه تَنها، چُنانْک
زَیْت را و آب را در یک مَحَل تنها شدن ۴
وان کِه باشد در نَصیحت دادنِ عُشّاقِ عشق
نیست او را حاصِلی، جُز سُخرهٔ سودا شدن ۵
عشقْ بویِ مُشک دارد، زان سَبَب رُسوا بُوَد
مُشک را کِی چاره باشد از چُنین رسوا شدن؟ ۶
عشق باشد چون درخت و عاشقانْ سایهیْ درخت
سایه گَرچه دور اُفْتَد، بایَدَش آن جا شدن ۷
بر مَقامِ عقلْ باید پیر گشتنْ طِفْل را
در مَقامِ عشقْ بینی پیر را بُرنا شدن ۸
شَمسِ تبریزی به عشقَت هر کِه او پَستی گُزید
هَمچو عشقِ تو بُوَد در رِفْعَت و بالا شدن ۹
هست عاشقْ هر زمانی بیخود و شَیدا شدن ۱
عاقلانْ از غَرقه گشتن، بَرگُریز و بَرحَذَر
عاشقان را کار و پیشه، غَرقهٔ دریا شدن ۲
عاقلان را راحَت از راحَت رَسانیدن بُوَد
عاشقان را نَنگ باشد بَندِ راحتها شدن ۳
عاشقْ اَنْدَر حَلْقه باشد از همه تَنها، چُنانْک
زَیْت را و آب را در یک مَحَل تنها شدن ۴
وان کِه باشد در نَصیحت دادنِ عُشّاقِ عشق
نیست او را حاصِلی، جُز سُخرهٔ سودا شدن ۵
عشقْ بویِ مُشک دارد، زان سَبَب رُسوا بُوَد
مُشک را کِی چاره باشد از چُنین رسوا شدن؟ ۶
عشق باشد چون درخت و عاشقانْ سایهیْ درخت
سایه گَرچه دور اُفْتَد، بایَدَش آن جا شدن ۷
بر مَقامِ عقلْ باید پیر گشتنْ طِفْل را
در مَقامِ عشقْ بینی پیر را بُرنا شدن ۸
شَمسِ تبریزی به عشقَت هر کِه او پَستی گُزید
هَمچو عشقِ تو بُوَد در رِفْعَت و بالا شدن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۶ - سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیم تن
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۸ - ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.