هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات و تفکرات خود درباره دشمنی، دوستی، خودشناسی و رهایی از وابستگیها میپردازد. او از ترک دشمنی و دوستیهای غمآلود سخن میگوید، به اهمیت خودتأملی اشاره میکند و آرزوی بینیازی از دیگران را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۷۵ - هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
هر که را دشمن شوم بر عیب خود محرم کنم
تا ز بیم طعنه با او کینه جویی کم کنم ۱
الوداع ای دوستان و دشمنان رفتم که باز
دشمنی با شادمانی، دوستی با غم کنم ۲
ترک غارتگر به یک نوبت نشاید، چند گاه
تشنگی را چاره از نظارهٔ زمزم کنم ۳
گر فلاتون را دهم الزام، نادانم، ولی
کوس دانایی زنم گر خویش را ملزم کنم ۴
در تماشا باز مانم، گر من از اطوار خویش
هر کرا بیگانه یابم، آشنایی کم کنم ۵
عرفی از گوش تامل پنبهٔ خست برآر
تا به هیچت بی نیاز از همت حاتم کنم ۶
تا ز بیم طعنه با او کینه جویی کم کنم ۱
الوداع ای دوستان و دشمنان رفتم که باز
دشمنی با شادمانی، دوستی با غم کنم ۲
ترک غارتگر به یک نوبت نشاید، چند گاه
تشنگی را چاره از نظارهٔ زمزم کنم ۳
گر فلاتون را دهم الزام، نادانم، ولی
کوس دانایی زنم گر خویش را ملزم کنم ۴
در تماشا باز مانم، گر من از اطوار خویش
هر کرا بیگانه یابم، آشنایی کم کنم ۵
عرفی از گوش تامل پنبهٔ خست برآر
تا به هیچت بی نیاز از همت حاتم کنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۴ - دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
گوهر بعدی:غزل ۴۷۶ - به کوی صید بندان، دوش چون فریاد می کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.