هوش مصنوعی:
این متن به ارزش و اهمیت نزدیکی به سلطان (یا معشوق) اشاره میکند و بیان میدارد که هر کس با او همراه نشود، پشیمان خواهد شد. همچنین، از وحدت و یگانگی سخن میگوید و تأکید میکند که جهان در برابر لحظهای همنشینی با رندان ارزشی ندارد. در پایان، سید عالم را بنده و سلطان بر همه کاینات معرفی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند 'رندان' و 'جام شراب' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
غزل ۵۴۸ - هر که او آشنای سلطان شد
هر که او آشنای سلطان شد
گرچه جان بود عین جانان شد ۱
هر که با ما نخورد جام شراب
به یقینم که او پشیمان شد ۲
هر که در مجلسم دمی بنشست
شد یقینم که او پشیمان شد ۳
این جهان را به نیم جو نخرد
آنکه یکدم حریف رندان شد ۴
هر که جمعیتی ز خویش نیافت
دم آخر که شد پریشان شد ۵
این دوئی محو گشت و عین یکی
این چنین آمد این چنان آن شد ۶
بندهٔ اوست سید عالم
بر همه کاینات سلطان شد ۷
گرچه جان بود عین جانان شد ۱
هر که با ما نخورد جام شراب
به یقینم که او پشیمان شد ۲
هر که در مجلسم دمی بنشست
شد یقینم که او پشیمان شد ۳
این جهان را به نیم جو نخرد
آنکه یکدم حریف رندان شد ۴
هر که جمعیتی ز خویش نیافت
دم آخر که شد پریشان شد ۵
این دوئی محو گشت و عین یکی
این چنین آمد این چنان آن شد ۶
بندهٔ اوست سید عالم
بر همه کاینات سلطان شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۷ - سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹ - سنبل زلف او پریشان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.