هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و ارتباط با معشوق ازلی سخن می‌گوید. در این شعر، مفاهیمی مانند عشق، جان، برهنگی معنوی، و ارتباط با خداوند به زیبایی بیان شده‌اند. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای توصیف تجربه‌های عرفانی و روحانی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان نمادین و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.

غزل ۲۰۶۳ - ای رخ خندان تو، مایهٔ صد گلستان

ای رُخِ خندانِ تو، مایهٔ صد گُلْسِتان
باغِ خدایی دَرآ، خار بِدِه، گُلْ سِتان ۱

جامهٔ تَن را بِکَن، جانِ برهنه بِبین
جانِ برهنه خوش است، تا چه کُنی جامه دان؟ ۲

هین که نه‌یی‌‌ بی‌زبان پیشِ چُنین جان‌ها
قِصّهٔ نِی‌‌ بی‌زبان، نَعْرهٔ جانْ‌‌ بی‌دَهان ۳

آمد امروز یار، گفت سَلامُ عَلَیک
چَرخ و زمین را مَجو از نَفَسَش آن زمان ۴

خسروِ خوبان بِخواست، از صَنَمان سَرخَراج
خاست غَریو از فَلَک وَزْ سویِ مَهْ کَالْامان ۵

لَعْلِ لبِ او که دورْ از لب و دندانِ تو
خوانْد فُسون‌هایِ ‌عشقْ، خواجه بِبین این نشان ۶

آمد غَمّازِ عشقْ، گفت دَرین گوشِ من
یارْ میانِ شماست، خوب و لَطیف و نَهان ۷

دامَنِ دل را کَشید، یارْ به یک گوشه‌یی
گوشَهٔ بس بوالْعَجَب، زان سویِ هفت آسْمان ۸

گفت تورایَم وَلیک، هر کِه بگوید زِ من
شَرح دَهَد از لَبَم، دَه بِزَنَش بر دَهان ۹

وان کِه بگوید زِ تو، بُرد مرا و تو را
و ان کِه بگوید زِ من، دور شُد از هر دوان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۶۲ - سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶۴ - باز فروریخت عشق، از در و دیوار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.