هوش مصنوعی: این متن عرفانی و شاعرانه درباره عشق، فداکاری، و مستی معنوی است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی سوزاننده و والا یاد می‌کند که جان و دل را تسخیر می‌کند. او از مفاهیمی مانند پروانه و شمع، دریا و گوهر، و میخانه و رندان استفاده می‌کند تا تجربه عرفانی و روحانی خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'مستی' و 'خرابات' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا گمراه‌کننده باشد.

غزل ۱۰۰۳ - اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل

اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل
و گر جانانه می جوئی فدا کن جان خود با دل ۱

تو چون پروانه ای عقل و ما چون شمع و عشق آتش
تو را دامن همی سوزد به عشق او و ما را دل ۲

دلم بحر است و جان گوهر تنم کشتی و من ملاح
زهی گوهر زهی کشتی زهی ملاح دریا دل ۳

خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دست
بهای جرعهٔ صدجان چه قدرش هست اینجا دل ۴

به امیدی که در غربت به کام دل رسم روزی
غریبی می کشم دائم ندارد میل مأوا دل ۵

اگر نه وصل او باشد نباشد جان ما را ذوق
و گر نه عشق او بودی نبودی هیچ با ما دل ۶

حریف نعمت اللهم که میر می پرستانست
چه خوش رندی که از ذوقش شود سرمست جان دل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۲ - جام گیتی نماست یعنی دل
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰۴ - حاصل ما دل است و حاصل دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.