هوش مصنوعی: این متن عرفانی از زبان فردی سخن می‌گوید که به مرحله‌ای از وحدت و نزدیکی با معشوق (خدا) رسیده است. او خود را فارغ از تعلقات دنیوی، نور الهی، و فرزند عشق می‌داند و از اتحاد با حقیقت و رهایی از کفر و دین سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین به پیش‌زمینه فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.

غزل ۱۴۱۷ - من روح نازنینم از کالبد رمیده

من روح نازنینم از کالبد رمیده
من ساغر قریبم از ملک جان رسیده ۱

مست می الستم جام بلی به دستم
در خلوتی نشستم با دلبر آرمیده ۲

در کنج جان مقیمم با اهل دل ندیمم
فارغ ز خوف و بی غم ای نور هر دو دیده ۳

خورشید جسم و جانم نور مه روانم
شهباز لامکانم از آشیان پریده ۴

من ناظر خدایم منظور کبریایم
هم شاه و هم گدایم دیده چو من ندیده ۵

فرزند عشق یارم پروردهٔ نگارم
چون گلشکر من و او هستیم پروریده ۶

چون نور لطف اویم جز لطف او چه گویم
هر نکته ای که گویم او گفته و شنیده ۷

درگوشهٔ یقینم با دوست هم قرینم
ایمن ز کفر و دینم از این و آن بریده ۸

مطلوب طالبانم معشوق عاشقانم
من سید زمانم خط بر خودی کشیده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۱۶ - خیالش نقش می بندد بهه دیده
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱۸ - از همه آئینه پیدا آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.