هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عرفی شیرازی، بیانگر درد و شوق عاشقانه، رنجهای عشق، و مفاهیم عمیق معنوی مانند فداکاری و شهید بودن در راه معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق و دردهای ناشی از این عشق توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استعارههای پیچیده، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۵۴۶ - جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
گویی به عزم خدمت جانان بر آمده ۱
ناز غرور کی نهد از سر که این نهال
گویی بر آب دیدهٔ رضوان بر آمده ۲
با دل بگوی عیب شهادت که این اسیر
تا بوده در میان شهیدان بر آمده ۳
آشفتگی که صید تو گوید که این شکار
بسیار دست و پا زده تا جان بر آمده ۴
گویا که درد و داغ توام یار بوده است
کز سینه جان غمزده گریان بر آمده ۵
شوق دلم به دادن جان بین که گاه نزع
یک ناله برکشیده و صد جان بر آمده ۶
طوری است دیر ما که در او جلوه کرده است
حسنی که صد کلیم ز ایمان بر آمده ۷
مرهم اگر نسوخته در چاک سینه چیست
این شعله کز شکاف گریبان بر آمده ۸
هر گاه گفته ایم که عرفی اسیر کیست
آه از نهاد گبر و مسلمان بر آمده ۹
گویی به عزم خدمت جانان بر آمده ۱
ناز غرور کی نهد از سر که این نهال
گویی بر آب دیدهٔ رضوان بر آمده ۲
با دل بگوی عیب شهادت که این اسیر
تا بوده در میان شهیدان بر آمده ۳
آشفتگی که صید تو گوید که این شکار
بسیار دست و پا زده تا جان بر آمده ۴
گویا که درد و داغ توام یار بوده است
کز سینه جان غمزده گریان بر آمده ۵
شوق دلم به دادن جان بین که گاه نزع
یک ناله برکشیده و صد جان بر آمده ۶
طوری است دیر ما که در او جلوه کرده است
حسنی که صد کلیم ز ایمان بر آمده ۷
مرهم اگر نسوخته در چاک سینه چیست
این شعله کز شکاف گریبان بر آمده ۸
هر گاه گفته ایم که عرفی اسیر کیست
آه از نهاد گبر و مسلمان بر آمده ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۵ - شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷ - به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.