خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ستایش و توصیف یک ذات کامل و یکتا میپردازد که با وجود پنهان بودن، در همه جا جستجو میشود. ذاتیتی که فراتر از درک حواس معمولی است و وحدت و نظم عالم را نمایندگی میکند. متن همچنین به ناتوانی انسان در درک کامل این ذات و جلوههای آن اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳ - گر چه محجوب از نظر کرده است بی جایی ترا
گر چه محجوب از نظر کرده است بی جایی ترا
همچنان جوید ز هر جایی تماشایی ترا ۱
از لطافت فکر در کنه تو نتواند رسید
چون تواند درک کردن نور بینایی ترا ۲
آنچنان کز دیدن جان است قاصر دیده ها
پرده چشم جهان بین است پیدایی ترا ۳
چون الف کز اتصال حرف باشد مستقیم
بر نیارد کثرت مردم ز یکتایی ترا ۴
می برم غیرت به هر کس می شود جویای تو
گر چه نتوان یافت می دانم ز جویایی ترا ۵
از حواس خمس مستغنی است ذات کاملت
لازم ذات است گویایی و بینایی ترا ۶
از دو فرمانده نگردد نظم عالم منتظم
شاهد وحدت بود بس عالم آرایی ترا ۷
شش جهت را می کنی از روی خود آیینه زار
نیست از دیدار خود از بس شکیبایی ترا ۸
هر دو عالم را کنی از جلوه گر زیر و زبر
کیست تا مانع تواند شد ز خودرایی ترا ۹
غیر عیب خویش دیدن، گر ز اهل بینشی
نیست صائب حاصل دیگر ز بینایی ترا ۱۰
همچنان جوید ز هر جایی تماشایی ترا ۱
از لطافت فکر در کنه تو نتواند رسید
چون تواند درک کردن نور بینایی ترا ۲
آنچنان کز دیدن جان است قاصر دیده ها
پرده چشم جهان بین است پیدایی ترا ۳
چون الف کز اتصال حرف باشد مستقیم
بر نیارد کثرت مردم ز یکتایی ترا ۴
می برم غیرت به هر کس می شود جویای تو
گر چه نتوان یافت می دانم ز جویایی ترا ۵
از حواس خمس مستغنی است ذات کاملت
لازم ذات است گویایی و بینایی ترا ۶
از دو فرمانده نگردد نظم عالم منتظم
شاهد وحدت بود بس عالم آرایی ترا ۷
شش جهت را می کنی از روی خود آیینه زار
نیست از دیدار خود از بس شکیبایی ترا ۸
هر دو عالم را کنی از جلوه گر زیر و زبر
کیست تا مانع تواند شد ز خودرایی ترا ۹
غیر عیب خویش دیدن، گر ز اهل بینشی
نیست صائب حاصل دیگر ز بینایی ترا ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲ - صوفیان بردند از ره چشم جادوی ترا
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - حسن بی پروا به فرمان هوس باشد چرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.