هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و سختی‌های زندگی خود می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه حوادث او را آزموده‌اند. او از بی‌اعتنایی دیگران و احساس تنهایی سخن می‌گوید، اما در عین حال به بی‌خودی و می‌پرستی به عنوان راهی برای رهایی اشاره می‌کند. شاعر از اوقات تلف‌شده در هشیاری ابراز تأسف می‌کند و می‌گوید که نصیحت‌ها تنها باعث غفلت بیشتر او شده‌اند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بی‌خودی، رنج‌های زندگی، و انتقاد از هشیاری نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۸۱ - باعث آزار شد ترک دل آزاری مرا

باعث آزار شد ترک دل آزاری مرا
تخته مشق حوادث کرد همواری مرا ۱

روز روشن می کند کار نمک در دیده ام
شب ز شکر خواب باشد خط بیزاری مرا ۲

گر به خونم هر سر خاری کمر بندد چو تیغ
روی خندان می کند چون گل سپر داری مرا ۳

نیستم مقبول تا مردود خاطرها شوم
چون یتیمان نیست بیم از خط بیزاری مرا ۴

آنچه من در بیخودی و می پرستی یافتم
حیف از اوقاتی که شد ضایع به هشیاری مرا ۵

داشت خودداری مرا یک چند در قید فرنگ
بی خودی آزاد کرد از قید خودداری مرا ۶

صائب از پند و نصیحت غفلت من بیش شد
نیست زین خواب گران امید بیداری مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۰ - برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲ - جلوه برقی است در میخانه هشیاری مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.