هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ سبک هندی، سرشار از مضامین عمیق عرفانی، فلسفی و اجتماعی است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، از ناپایداری دنیا، رنج‌های بشری، آزادگی، و بی‌اعتباری دنیا سخن می‌گوید. او بر این باور است که انسان باید از تعلقات دنیوی رها شود و به حقیقت وجودی خود توجه کند.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و دانش کافی از زندگی و ادبیات دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و کنایه‌های به‌کار رفته در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۶۴ - نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما

نه ز خامی نقش ها را خام می بندیم ما
پرده بر چشم بد ایام می بندیم ما ۱

دیده خونخوار ما را نیست سیری از شکار
خاکساری را به خود چون دام می بندیم ما ۲

فیض بالادست مینا را طلب در کار نیست
چون لب ساغر، لب از ابرام می بندیم ما ۳

می شود همچون فلاخن شهپر پرواز ما
سنگ اگر بر جان بی آرام می بندیم ما ۴

مطلب ما بی دلان از چشم بستن خواب نیست
در به روی آرزوی خام می بندیم ما ۵

گر چه زخم صبح از خورشید می گردد زیاد
رخنه خمیازه را از جام می بندیم ما ۶

در به روی گفتگو، هر چند باشد دلپذیر
با زبان چرب چون بادام می بندیم ما ۷

در ره افتادگی از ما کسی در پیش نیست
نقش بر روی زمین هر گام می بندیم ما ۸

تیغ را دندانه می سازد سپر انداختن
از دعا دایم راه دشنام می بندیم ما ۹

بستگی کفرست در آیین ما آزادگان
می شود زنار اگر احرام می بندیم ما ۱۰

نیست صائب چون شرر ما را به جان دلبستگی
چشم در آغاز از انجام می بندیم ما ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۳ - راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵ - یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.