خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر دردهای پنهان، بیقراریهای عاشقانه و ناپایداری دنیاست. شاعر از زخمهای درونی، سرگشتگی انسانها، بیقراری عاشقان و زوال ارزشهای معنوی سخن میگوید. او همچنین به ضرورت سبکبار کردن دل از تعلقات دنیوی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی کافی از زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۸ - زخم پنهانم اگر بیرون دهد خونابها
زخم پنهانم اگر بیرون دهد خونابها
رنگ خون پیدا کند در صلب گوهر آبها ۱
عالمی را همچو خود سرگشته دارد آسمان
چون برآید مشت خاشاکی ازین گردابها؟ ۲
بی قراران محبت زیر گردون چون کنند؟
شیشه سربسته زندان است بر سیماب ها ۳
زنگ غفلت لازم تن پروری افتاده است
سبز گردد از روانی چون بماند آبها ۴
در وصال بحر، بی شوق رسا نتوان رسید
خرج راه از نرم رفتاری شود سیلابها ۵
دولت بیدار اگر یک چند بی خوابی کشید
کرد در ایام بخت ما قضای خوابها ۶
کعبه و بتخانه از دل زندگان خالی شده است
نیست جز قندیل، روشندل درین محرابها ۷
از گل تن تا به آسانی تواند خاستن
کشتی دل را سبک کن صائب از اسبابها ۸
رنگ خون پیدا کند در صلب گوهر آبها ۱
عالمی را همچو خود سرگشته دارد آسمان
چون برآید مشت خاشاکی ازین گردابها؟ ۲
بی قراران محبت زیر گردون چون کنند؟
شیشه سربسته زندان است بر سیماب ها ۳
زنگ غفلت لازم تن پروری افتاده است
سبز گردد از روانی چون بماند آبها ۴
در وصال بحر، بی شوق رسا نتوان رسید
خرج راه از نرم رفتاری شود سیلابها ۵
دولت بیدار اگر یک چند بی خوابی کشید
کرد در ایام بخت ما قضای خوابها ۶
کعبه و بتخانه از دل زندگان خالی شده است
نیست جز قندیل، روشندل درین محرابها ۷
از گل تن تا به آسانی تواند خاستن
کشتی دل را سبک کن صائب از اسبابها ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - می کشد هر لحظه بزم تازه ای بر روی ما
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - ای دل بیدار را از چشم مستت خوابها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.