خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، ناپایداری دنیا، و تقابل عقل و عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از دل بیدار، مستی عشق، و ناتوانی عقل در برابر جذبههای عرفانی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند گذر زمان، فنا، و رحمت الهی اشاره دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
غزل ۲۹۹ - ای دل بیدار را از چشم مستت خوابها
ای دل بیدار را از چشم مستت خوابها
دیده را از پرتو روی تو فتح البابها ۱
گر چنین روی تو آرد روی دلها را به خود
رفته رفته طاق نسیان می شود محرابها ۲
هر سبکدستی نیارد نغمه از ما واکشید
در شکست خویش می کوشند این مضرابها ۳
گرد عصیان رحمت حق را نمی آرد به شور
مشرب دریا نگردد تیره از سیلابها ۴
عاقبت انجم ز روی چرخ می ریزد به خاک
چند ماند بر کف آیینه این سیمابها؟ ۵
پرتو حسن جهانسوز تو بر مسجد گذشت
زاهدان قالب تهی کردند چون محرابها ۶
عقل معذورست در سرگشتگی زیر فلک
چون برآید مشت خاشاکی ازین گرداب ها؟ ۷
چون نگردد آب جان ها تیره در زندان جسم؟
رنگ می گرداند از یک جا ستادن آبها ۸
می به دورافکن که تا بر خویشتن جنبیده ایم
خون ما را می کند در کوزه این دولابها ۹
چند صائب شکوه دل را به مسجدها برم؟
از دم گرم من آتشخانه شد محرابها ۱۰
دیده را از پرتو روی تو فتح البابها ۱
گر چنین روی تو آرد روی دلها را به خود
رفته رفته طاق نسیان می شود محرابها ۲
هر سبکدستی نیارد نغمه از ما واکشید
در شکست خویش می کوشند این مضرابها ۳
گرد عصیان رحمت حق را نمی آرد به شور
مشرب دریا نگردد تیره از سیلابها ۴
عاقبت انجم ز روی چرخ می ریزد به خاک
چند ماند بر کف آیینه این سیمابها؟ ۵
پرتو حسن جهانسوز تو بر مسجد گذشت
زاهدان قالب تهی کردند چون محرابها ۶
عقل معذورست در سرگشتگی زیر فلک
چون برآید مشت خاشاکی ازین گرداب ها؟ ۷
چون نگردد آب جان ها تیره در زندان جسم؟
رنگ می گرداند از یک جا ستادن آبها ۸
می به دورافکن که تا بر خویشتن جنبیده ایم
خون ما را می کند در کوزه این دولابها ۹
چند صائب شکوه دل را به مسجدها برم؟
از دم گرم من آتشخانه شد محرابها ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - زخم پنهانم اگر بیرون دهد خونابها
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.