هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق نافرجام و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند اشک، آتش، و سنگ، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مقاومت و سرکشی در برابر عشق و رنجهای ناشی از آن دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
غزل ۳۷۴ - به مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش را
به مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش را
به یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش را ۱
کبابم می کند آن مست بی پروا، نمی داند
که هر یک قطره اشک من به خون غلطاند آتش را ۲
سپند من ندارد تاب مهتاب و تو سنگین دل
مزاج سرکشی داری که می سوزاند آتش را ۳
نیم پروانه تا بر گرد شمع دیگران گردم
سپند شوخ من از سنگ می رویاند آتش را ۴
به چشم اشکبار من چه خواهد کرد، حیرانم
بر رویی که در چشم آب می گرداند آتش را ۵
درین قحط هواداری، عجب دارم ز خاکستر
که در هنگام مردن چشم می پوشاند آتش را ۶
سخن پرداز شد از عشق تا حسن جهانسوزش
سپند ما بلند آوازه می گرداند آتش را ۷
به همواری ادب کن خصم سرکش را که خاکستر
به نرمی زیر دست خویش می گرداند آتش را ۸
نمی باشد سپر انداختن در کیش ما صائب
سپند ما به میدان جدل می خواند آتش را ۹
به یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش را ۱
کبابم می کند آن مست بی پروا، نمی داند
که هر یک قطره اشک من به خون غلطاند آتش را ۲
سپند من ندارد تاب مهتاب و تو سنگین دل
مزاج سرکشی داری که می سوزاند آتش را ۳
نیم پروانه تا بر گرد شمع دیگران گردم
سپند شوخ من از سنگ می رویاند آتش را ۴
به چشم اشکبار من چه خواهد کرد، حیرانم
بر رویی که در چشم آب می گرداند آتش را ۵
درین قحط هواداری، عجب دارم ز خاکستر
که در هنگام مردن چشم می پوشاند آتش را ۶
سخن پرداز شد از عشق تا حسن جهانسوزش
سپند ما بلند آوازه می گرداند آتش را ۷
به همواری ادب کن خصم سرکش را که خاکستر
به نرمی زیر دست خویش می گرداند آتش را ۸
نمی باشد سپر انداختن در کیش ما صائب
سپند ما به میدان جدل می خواند آتش را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳ - ز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش را
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵ - به ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.