هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر طبیعت مانند گل، بلبل، شبنم و سنبل، به بیان احساسات عاشقانه و مفاهیم عرفانی میپردازد. همچنین، اشاراتی به صبر، تحمل و توکل دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۳۸۸ - مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را
مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را
ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را ۱
تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشی
که شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را ۲
نگردد خواب از افسانه گرد دیده عاشق
که نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را ۳
ز آه سرد هم جمعیت دل می شود حاصل
نسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را ۴
کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم
مبر با آشنایان زینهار از حد تحمل را ۵
دل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شد
به زور سیل زه کردم کمان حلقه پل را ۶
مروت نیست بر صید حرم شمشیر خواباندن
مکن رنگین به خون عاشقان تیغ تغافل را ۷
برون از زیر سنگ این سنبل سیراب می آید
نهان در پیچش دستار نتوان کرد کاکل را ۸
به پروین می رساند دانه من خوشه خود را
ترقی هست اگر در پله طالع تنزل را ۹
زمین سست، سیلاب عمارت می شود صائب
منه بر کاهلی زنهار بنیاد توکل را ۱۰
ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را ۱
تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشی
که شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را ۲
نگردد خواب از افسانه گرد دیده عاشق
که نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را ۳
ز آه سرد هم جمعیت دل می شود حاصل
نسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را ۴
کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم
مبر با آشنایان زینهار از حد تحمل را ۵
دل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شد
به زور سیل زه کردم کمان حلقه پل را ۶
مروت نیست بر صید حرم شمشیر خواباندن
مکن رنگین به خون عاشقان تیغ تغافل را ۷
برون از زیر سنگ این سنبل سیراب می آید
نهان در پیچش دستار نتوان کرد کاکل را ۸
به پروین می رساند دانه من خوشه خود را
ترقی هست اگر در پله طالع تنزل را ۹
زمین سست، سیلاب عمارت می شود صائب
منه بر کاهلی زنهار بنیاد توکل را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۷ - به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹ - نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.